است و يك در سقف به قدر چهل ذراع ، و چيزها را به زبان خود مىربايد « 1 » .
و در حديث ديگر حضرت صادق عليه السّلام فرمود : الواح موسى و عصاى موسى نزد ماست ، و مائيم وارث پيغمبران « 2 » .
و در حديث ديگر حضرت باقر عليه السّلام فرمود : چون قائم آل محمّد صلّى اللّه عليه و آله از مكّه ظاهر شود و ارادهء كوفه نمايد ، منادى آن حضرت ندا كند كه كسى با خود توشه و آب برندارند ، پس سنگ موسى را بردارند كه بار يك شتر است ، و در هر منزلى كه فرود آيند چشمهاى از آن جارى شود ، هر گرسنه كه از آن بخورد سير شود ، و هر تشنهاى كه بخورد سيراب شود ، و توشه ايشان همين باشد تا به صحراى نجف فرود آيند « 3 » .
و ايضا به سند معتبر از آن حضرت منقول است كه : حضرت امير المؤمنين عليه السّلام شبى از خانه بيرون آمدند بعد از خفتن ، و آهسته مىفرمودند كه : در اين شب تاريك امام شما بيرون آمده است پيراهن آدم در بر ، و عصاى موسى و انگشتر سليمان در دست « 4 » .
و به سند ديگر از مفضّل روايت كرده كه : حضرت صادق عليه السّلام پرسيد مىدانى چه چيز بود پيراهن يوسف ؟ گفتم : نه ، فرمود : چون آتش از براى ابراهيم افروختند جبرئيل جامهاى از جامههاى بهشت آورد و بر آن حضرت پوشانيد كه سرما و گرما بر او تأثير نكند ، و حضرت ابراهيم در وقت وفات آن پيراهن را تعويذى كرد بر حضرت اسحاق آويخت ، و همچنين اسحاق به يعقوب داد ، و چون حضرت
هامش
( 1 ) اصول كافى 1 / 231 ح 1 .
( 2 ) اصول كافى 1 / 231 ح 2 .
( 3 ) اصول كافى 1 / 231 ح 3 .
( 4 ) اصول كافى 1 / 231 - 232 ح 4 .