متشابه ، و مجمل و مفصل ، و ناسخ و منسوخ ، و عامّ و خاص ، و همچنين بر اخبار نبوى ، و بالجمله بايد كه عالم به جميع علوم باشد ، و بايد كه كمال رأى و شجاعت داشته باشد ، تا از عهدهء مجاهدهء با اعداى دين برتواند آمد .
و بايد كه اعلم امّت باشد ؛ زيرا تقديم مفضول بر فاضل ، و تقديم متعلّم بر معلّم ، و تفضيل جاهل بر دانا قبيح است عقلا ، چنانچه حق سبحانه و تعالى در قرآن مجيد مىفرمايد
أَ فَمَنْ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ يُتَّبَعَ أَمَّنْ لا يَهِدِّي إِلَّا أَنْ يُهْدى
« 1 » يعنى : آيا كسى كه هدايت مىكند مردم را به سوى حق سزاوارتر است به اينكه او را متابعت كنند ، يا آنكس كه هدايت نمىيابد مگر وقتى كه او را هدايت كنند ، و ديگران او را راه بنمايند ، و چگونه جايز باشد و حال آنكه علم سرمايهء فضيلت و كمال است ، و لذا حقتعالى بيان افضليّت حضرت آدم را بر ملائكه به علم فرمود ، و به اين سبب او را مسجود ملائكه گردانيد ، و همچنين طالوت را از حيثيّت زيادتى در علم و قوّت بدن از قوم خود برگزيد ، چنانچه فرمود :
إِنَّ اللَّهَ اصْطَفاهُ عَلَيْكُمْ وَ زادَهُ بَسْطَةً فِي الْعِلْمِ وَ الْجِسْمِ
« 2 » و ايضا در بيان تقديم رتبهء علما فرموده است :
هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ
« 3 » آيا مساويند آن جماعتى كه عالمند و آن جماعتى كه عالم نيستند .
و اگر كسى اندكى تأمّل نمايد مىداند كه امام در جميع صفات كمال مىبايد از امّت افضل باشد ، چه غرض اصلى از وضع شرايع دين و تكاليف تكميل افراد انسانى است ، و نجات ايشان از نقايص ، و رسيدن به سعادات و كمالات ، و چون امام به نيابت پيغمبر مرشد طريقهء استكمال است ، بايد مثل نبى در جميع كمالات
هامش
( 1 ) سورهء يونس : 35 .
( 2 ) سورهء بقره : 247 .
( 3 ) سورهء زمر : 9 .