تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عين الحيات ( فارسى ) — صفحة 190

مساهمون:

ص١٩٠
را خواهى به جهنّم فرست ، و هركه را خواهى به بهشت داخل كن « 1 » . و ابن بابويه به سند معتبر از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده است كه : چون قيامت قائم شود ، منبرى بگذارند كه جميع خلايق ببينند ، و حضرت امير المؤمنين عليه السّلام بر آن منبر برآيد ، و ملكى بر دست راست او بايستد ، و ملكى بر دست چپ او ، ملك دست راست ندا كند : اى گروه خلايق اين على بن ابى طالب است هركه را مىخواهد داخل جهنّم مىكند « 2 » . و از عبد اللّه بن عمر روايت كرده است كه : حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله به حضرت امير المؤمنين عليه السّلام فرمود : چون قيامت شود بيائى تو بر اسبى از نور سوار ، و بر سرت تاجى از نور باشد ، كه روشنى او چشم‌ها را خيره كند ، پس ندا از جانب ربّ العزّه برسد كجاست خليفهء محمّد رسول اللّه ؟ تو گوئى : اينك منم ، پس ندا فرمايد تو را كه : يا على دوستان خود را داخل بهشت كن ، و دشمنان خود را داخل جهنّم كن ، توئى قسمت‌كنندهء بهشت و دوزخ « 3 » . و از حضرت امام رضا عليه السّلام منقول است كه : حضرت امير المؤمنين عليه السّلام فرمود : روزى با حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله نزديك كعبه نشسته بوديم ، مرد پيرى پيدا شد از پيرى خم شده ، و ابروهايش بر چشمهايش افتاده ، و عصائى در دست ، و كلاه سرخى در سر ، و پيراهن موئى پوشيده ، نزديك حضرت آمد ، و گفت : يا رسول اللّه دعا كن خدا مرا بيامرزد ، حضرت فرمود : امّيد تو روا نيست ، و عمل تو فايده ندارد ، و چون پشت كرد حضرت فرمود : اى ابو الحسن شناختى اين پير را ؟ گفتم : نه ، فرمود : شيطان ملعون بود ، حضرت امير المؤمنين عليه السّلام فرمود : از پى او دويدم او را گرفتم ، و بر زمين زدم ، و دست بر گلويش فشردم ، گفت : دست از من بدار اى
هامش
( 1 ) بحار الانوار 39 / 198 ح 9 . ( 2 ) بحار الانوار 39 / 198 ح 10 . ( 3 ) بحار الانوار 39 / 199 ح 12 .