بهدرستى كه درهاى رحمت براى دوستان ما باز است ، گوارا باد ايشان را رحمتهاى الهى ، و واى بر حال دشمنان ما ، و دوست ما نيست كسى كه دشمن ما را دوست دارد ، و دوستى ما و دوستى دشمن ما در يك دل جمع نمىشود ، كسى كه ما را دوست دارد بايد دوستى را براى ما خالص گرداند ، چنانچه طلا را از غش خالص مىكنند ، مائيم نجيبان و برگزيدههاى خدا ، و فرزندان ما فرزندان پيغمبرانند ، و منم وصىّ اوصيا ، و منم حزب و ياور خدا و رسول ، و آنان كه با من محاربه مىكنند گروه شيطانند ، پس كسى كه خواهد حال خود را در محبّت ما بداند ، دل خود را امتحان نمايد ، اگر محبّت دشمنان ما را در دل خود يابد ، بداند كه خدا و جبرئيل و ميكائيل دشمن اويند ، و خدا دشمن كافران است « 1 » .
و روايت كرده از ابى عبد اللّه جدلى ، كه حضرت امير المؤمنين عليه السّلام گفت :
مىخواهى تو را خبر دهم به حسنهاى كه هركه آن را داشته باشد در روز قيامت او را هيچ ترس نباشد ؟ و خبر دهم به گناهى كه هركه آن را داشته باشد او را بر رو به آتش اندازند ؟ گفتم : بلى ، فرمود : آن حسنه محبّت ماست ، و آن گناه دشمنى ما است « 2 » .
و از سلمان رحمه اللّه روايت كرده كه : روزى در مسجد در خدمت حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله نشسته بوديم حضرت امير المؤمنين عليه السّلام آمد حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله سنگريزه در دست داشت به دست آن حضرت داد آن سنگريزه به سخن آمد و گفت : لا إله الا اللّه ، محمّد رسول اللّه ، راضى شدم به پروردگارى خدا ، و به پيغمبرى محمّد ، و به ولايت على بن ابى طالب ، حضرت رسول فرمود : هركه از شما صبح كند و به خدا و
هامش
( 1 ) بحار الانوار 27 / 83 ح 24 .
( 2 ) بحار الانوار 27 / 85 ح 27 .