تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عين الحيات ( فارسى ) — صفحة 182

مساهمون:

ص١٨٢
گفتند : چه مصلحت مىدانى ؟ گفت : و اللّه اى گروه نصارا شما دانستيد كه محمّد پيغمبر و فرستادهء خداست ، و در بيان احوال عيسى حق را بر شما ظاهر ساخت ، و اللّه كه هيچ قومى با پيغمبر خود مباهله نكردند مگر پير و جوان ايشان هلاك شدند ، و اگر مباهله كنيد البتّه هلاك خواهيد شد ، و اگر بسيار اهتمام در نگاه داشتن دين خود داريد ، و از مسلمان شدن ابا داريد ، با او مصالحه نمائيد و برگرديد . چون صبح شد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله حضرت امام حسين را دربر گرفت ، و دست حضرت امام حسن را گرفت ، و فاطمه و على را از پى خود روان ساخت ، و فرمود كه : من چون دعا كنم شما آمين بگوئيد ، پس اسقف نجران گفت : اى گروه نصارا من روئى چند مىبينم كه خدا به اين روها كوه را از جا مىكند ، با ايشان مباهله مكنيد كه هلاك مىشويد ، و بر روى زمين يك نصرانى تا قيامت نخواهد بود ، ايشان به خدمت حضرت آمدند و گفتند : ما با تو مباهله نمىكنيم ، تو بر دين خود باش و ما بر دين خود ، حضرت فرمود كه : اگر مباهله نمىكنيد مسلمان شويد ، ابا كردند ، فرمود : پس با شما جنگ مىكنيم ، گفتند : ما طاقت جنگ عرب نداريم ، و ليكن با تو صلح مىكنيم كه با ما جنگ نكنى و به دين ما كار ندارى ، و ما به تو هر سال دو هزار حلّه در ماه صفر بدهيم ، و هزار حلّه در ماه رجب ، و سى زره نفيس هر سال بدهيم ، حضرت به اين نحو با ايشان مصالحه فرمود . و گفت : و اللّه كه هلاك بر اهل نجران مشرف شده بود ، و اگر مباهله مىكردند همه مسخ مىشدند به صورت ميمون و خوك ، و اين صحرا همه بر ايشان آتش مىشد ، و خدا جميع اهل نجران را هلاك مىكرد ، حتّى مرغى كه بر روى درختان بود ، و بر تمام نصارا سال نمىگذشت كه همه هلاك مىشدند « 1 » .
هامش
( 1 ) تفسير كشّاف زمخشرى 1 / 434 .
عين الحيات ( فارسى ) — صفحة 182 | العلامة المجلسي / السيد مهدي الرجائي