عالميان به حضرت موسى مىفرمايد
فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ إِنَّكَ بِالْوادِ الْمُقَدَّسِ طُوىً
« 1 » ترجمهء ظاهر لفظش اين است كه : بكن نعلين خود را به درستى كه تو در وادى پاكيزهاى كه طوى نام دارد ، و اتّفاق علما است كه نعلين آن حضرت از پوست ميته بود ، لهذا خدا امر فرمود كه بكند . حضرت فرمود : هركه اين سخن را مىگويد بر موسى افترا بسته است ، و او را با رتبهء نبوّت جاهل دانسته ؛ زيرا خالى از اين نيست كه نماز موسى در آن نعلين جايز بود يا نه ، اگر نماز جايز بود پوشيدن در آن بقعه جايز خواهد بود ، هرچند آن مكان مقدّس و مطهّر باشد ، و اگر نماز جايز نبود ، پس موسى حلال و حرام را نمىدانست ، و جاهل بود به چيزى كه در آن نماز نمىتوان كرد ، و اين قول كفر است .
گفتم : پس شما مطلب الهى را بفرمائيد ، فرمود : موسى در وادى مقدّس قرب بود ، گفت : خداوندا من محبّت را براى تو خالص گردانيدهام ، و دل خود را از ياد غير تو شستهام ، و محبّت زن و فرزند هنوز در دلش بود ، و آمده بود براى ايشان آتش ببرد ، حقتعالى فرمود : محبّت را از دل بدر كن ، و اگر محبّت تو از براى ما خالص است ، و دل تو از خيال ديگران مطهّر است ، و اگر در وادى مقدّس محبّت ما ثابت قدمى ، پس نعلين كنايهء از محبّتهاست ، چنانچه بعضى مؤيّد اين نقل كردهاند كه در عالم خواب چيزها به مثالها بهنظر مىآيد ، كفش مثال زن است ، و كسى كه خواب مىبيند كه كفشش را دزد برد زنش مىميرد ، يا از او دور مىشود .
سعد گفت : پرسيدم از تأويل كهيعص ، فرمود : اين حروف از اخبار غيب است ، كه خدا به حضرت زكريّا خبر داده ، و بعد از آن به حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله اعلام فرموده است ، و سببش اين بود كه حضرت زكريّا از خدا طلب كرد اسماء مقدّسه آل عبا را
هامش
( 1 ) سورهء طه : 12 .