تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه رسائل اعتقادى ( فارسى ) — صفحة 203

مساهمون:

ص٢٠٣
آن مهر نوشته شده در ايام حيات خود عمل نمايد « 19 » . و أيضا اين مسأله در حقيقت از فروع مسألهء قضا و قدر است ، و نهى از تفكّر در اين مسأله در احاديث بسيار وارد شده است ، پس در اين باب تفكّر نكردن أحوط و أولى است . و بايد دانست مجملا كه آنچه ايشان به عمل مىآورند از فعل و ترك موافق فرمودهء خداوند عالميان است ، و بر كرده هاى خدا اعتراض روا نيست ، و عقول ضعيفهء خلق قاصر است از فهميدن اسرار حكم الهى . چنانچه گاه است از پادشاهان جليل الشأن امرى چند صادر مىگردد كه بر طبع اكثر خلق ناگوار و دشوار مىآيد ، بلكه اكثر ايشان حكم به خطا مىكنند ، و كسى كه بر قدرى از اسرار و رموز سلطنت اطّلاع دارد مىداند كه آنچه واقع شده عين مصلحت ملك و دولت است ، و نزد پادشاهان ذى شأن هر كه در مقام تسليم و انقياد باشد و بر ايشان اعتراض ننمايد هر چند عقلش قاصر از فهم و حكمت آن باشد مرتبه‌اش عظيم‌تر است ، و او را به اخلاص و رسوخ اختصاص منسوب مىگردانند . همچنين بلا تشبيه در درگاه پادشاه پادشاهان هر كه انقياد و تسليمش بيشتر است و به قضاهاى او راضيتر است درجهء او بلندتر است ، پس كار بنده آن است كه در مقام اصلاح كار خود باشد و در كارهاى جناب مقدس الهى و تقديرات او و كارهاى دوستان او تصرف ننمايد و راه اعتراض نگشايد ، و به ضعف عقل خود قائل شود تا به درجهء رفيعهء ارباب تسليم كه اعلاى مراتب مقربان است فائز گردد ، و دينش از عروض شكّ و شبهه سالم ماند ، و شيطان لعين راه وسوسه بر او نگشايد ، زيرا كه اين امور خطير است و محلّ لغزش مقرّبان است . و ابن قولويه رحمه الله به سندهاى معتبر از زائدة بن قدامه روايت كرده است كه گفت : روزى به خدمت حضرت امام زين العابدين - عليه السلام - رفتم فرمود : اى زائده شنيده‌ام كه تو به زيارت قبر حضرت امام حسين - عليه السلام - مىروى .
هامش
( 19 ) . اصول كافى ج 1 / 280 .