تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه رسائل اعتقادى ( فارسى ) — صفحة 200

مساهمون:

ص٢٠٠
نگردد ، و به هيچ بلا مبتلا نشوند ، و جميع امور موافق خواهش بدنى ايشان واقع شود ، و اين خلاف مصلحت عليم قدير است . و بايد كه ايشان به علم واقع مكلّف نباشند ، و در تكاليف ظاهره با ساير ناس شريك باشند ، چنانچه ايشان در باب طهارت و نجاست اشياء و ايمان و كفر عباد به ظاهر مكلف بودند ، و اگر به علم واقع مكلف مىبودند بايست كه با هيچ كس معاشرت نكنند ، و همه چيز را نجس دانند ، و حكم به كفر اكثر عالم بكنند ، و اگر چنين مىبود حضرت رسول - صلى الله عليه و آله - دختر به عثمان نمىداد ، و عايشه و حفصه را به حبالهء خود در نمىآورد . پس حضرت امام حسين - عليه السلام - به حسب ظاهر مكلّف بود كه با وجود اعوان و انصار با منافقان و كفار جهاد كند ، و با وجود بيعت زياده از بيست هزار كس و وصول زياده از دوازده هزار نامه از كوفيان بى وفا ، اگر حضرت تقاعد مىورزيد و اجابت ايشان نمىنمود ايشان را به ظاهر بر حضرت حجّت بود ، و حجّت الهى بر ايشان تمام نمىشد . و جواب ديگر : آن كه در وقتى نرفتن فايده مىكرد كه آن حضرت در نرفتن سالم بماند و چنين نبود ، زيرا كه يزيد جمعى را فرستاده بود كه آن حضرت را در مكّه بگيرند و به نزد او برند يا به قتل آورند ، چنانچه مكرّر خود مىفرمود كه چون خواستند مرا بكشند گريختم ، در وقتى كه محمّد بن حنفيه التماس ترك آن سفر مىكرد ، حضرت فرمود كه اى برادر ، اگر من در سوراخ جانورى از جانوران زمين پنهان شوم البته بنى اميّه مرا به در مىآورند و به قتل مىرسانند . و در بعضى از كتب معتبره مذكور است كه يزيد پليد لشكر عظيمى به عمر بن سعد بن العاص داد و او را به امارت حاج مقرر كرد و فرستاد كه به هرحيله كه ممكن باشد حضرت را بگيرد يا به قتل آورد ، سى نفر از اكابر بنى اميه ملاعين را براى اين كار در آن سال فرستاد ، و به اين سبب آن حضرت احرام حج را به عمره عدول نمود ، و پيش از اتمام حج روانهء عراق شد ، و لهذا در زمان معاويه كه براى مصلحت دنياى خود ظاهر را رعايت مىكرد و مبادرت به قتل و اذلال ظاهرا نمىنمود حضرت اجابت دعوت