تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه رسائل اعتقادى ( فارسى ) — صفحة 205

مساهمون:

ص٢٠٥
گروهى از اين امّت را كه فراعنهء اين زمان . ايشان را نمىشناسند ، و در ميان اهل آسمانها معروف‌اند ، ايشان خواهند آمد و اين اعضاى پاره پاره را جمع خواهند كرد با اين بدنهاى مجروح دفن خواهند كرد ، كه به مرور ليالى و ايام اثر آن قبر محو نشود و نشانش بر طرف نشود ، و سعى بسيار خواهند كرد پيشوايان كفر و اتباع ضلالت در محو نمودن و بر طرف كردن آن اثر ، و هر چند ايشان زياده سعى كنند ظهور و علوّ آن بيشتر خواهد شد . پس گفت : خبر داد مرا ام أيمن كه روزى حضرت رسول - صلى اللّه عليه و آله - به ديدن حضرت فاطمه - عليها السّلام - آمد ، پس حضرت فاطمه براى آن حضرت حريره ساخت و به نزد حضرت حاضر كرد ، و حضرت امير المؤمنين - عليه السلام - خرمايى آورد ، ام ايمن گفت : من كاسه‌اى آوردم كه در آن شير و مسكه بود ، پس حضرت رسول - صلى الله عليه و آله - و حضرت امير المؤمنين و فاطمه و حسن و حسين - صلوات الله عليهم - از آن حريره تناول نمودند ، و از آن شير آشاميدند ، و از آن خرما با مسكه ميل فرمودند ، پس حضرت امير المؤمنين - عليه السلام - ابريقى و طشتى آورد و آب بر دست حضرت رسالت - صلى اللّه عليه و آله - ريخت . و چون حضرت دستهاى خود را شست دست بر روى مبارك كشيد ، پس نظر كرد به سوى على و فاطمه و حسن و حسين - عليهم السلام - نظرى كه آثار سرور و شادى در روى مباركش مشاهده كرديم ، آنگاه مدتى بسوى آسمان نظر كرد ، پس روى مبارك خود را به جانب قبله گردانيد و دستهاى خود را بسوى آسمان گشود ، پس دعا كرد ، پس به سجده رفت و در سجده صداى گريه‌اش بلند شد و آب ديده‌اش بر زمين جارى شد ، پس سر از سجده برداشت و ساعتى سر در زير افكند و مانند باران تند آب از ديدهء مباركش مىريخت ، چون اهل بيت رسالت اين حالت را در او مشاهده كردند همه اندوهناك شدند ، و من نيز از حزن ايشان محزون گرديدم و جرأت نمىكردم كه از سبب اين گريه از آن حضرت سؤال كنم . و چون اين حالت بسيار به طول انجاميد ، على و فاطمه - صلوات الله عليهما - گفتند : سبب گريهء تو چيست يا رسول الله ؟ خدا هرگز ديده‌هاى تو را گريان نگرداند ، بدرستى كه اين حالت كه در تو مشاهده كرديم دلهاى ما را مجروح كرد .