شما را و مىفرمايد كه من شما را ايمن گردانيدم از اين كه گناهى كنيد كه مستوجب عذاب من شويد . پس بعد از آن هرگاه كه جبرئيل به خدمت آن حضرت مىآمد متبسّم و خندان بود .
پس حضرت صادق - عليه السلام - فرمود كه در آن روز اهل آتش ، عظمت جهنّم و عذاب الهى را مىدانند و اهل بهشت عظمت بهشت و نعيم آن را مىدانند تا خود را به بالاى جهنّم مىرسانند پس چون به كنار جهنّم رسيدند ملائكه گرزهاى آهن بر كلّهء ايشان مىكوبند تا به قعر جهنّم بر مىگردند ، پس پوستهاى ايشان را تغيير مىدهند و پوست تازه بر بدن ايشان مىپوشانند كه عذاب در ايشان بيشتر تأثير كند . پس حضرت به ابو بصير گفت كه آنچه گفتم تو را كافى است ؟ گفت بس است مرا و كافى است « 46 » .
و به سند معتبر از عمرو بن ثابت منقول است كه حضرت امام محمّد باقر - عليه السلام - فرمود كه اهل جهنّم در آتش فرياد مىكنند مانند سگان و گرگان ، كه فرياد كنند از شدّت آنچه به ايشان مىرسد از الم عذاب الهى ، چه گمان دارى اى عمرو به گروهى كه ايشان را مرگ نمىباشد كه از عذاب نجات يابند ، و عذاب ايشان هرگز سبك نمىشود ، و در ميان ايشان تشنه و گرسنه باشد و كران و گنگان و كوران باشند ، و رويهاى ايشان سياه شده باشد محروم و نادم و پشيمان ، و غضب كردهء پروردگار خود و رحم بر ايشان نكنند ، و عذاب ايشان را تخفيف ندهند ، آتش بر ايشان افزايند ، و از حميم گرم جهنّم به عوض آب آشامند ، و از زقوم جهنّم به عوض طعام خورند و به قلّابهاى آتش بدنهاى ايشان را درند ، و گرزهاى آهن بر سر ايشان كوبند ، و ملائكه بسيار غليظ بسيار شديد ايشان را در شكنجه دارند و بر ايشان رحم نمىكنند ، و بر روى ايشان را در آتش مىكشند ، و با شياطين ايشان را در زنجير مىكشند ، و در غلها و بندها ايشان را مقيّد مىسازند ، اگر دعا كنند دعاى ايشان مستجاب نمىشود ، و اگر حاجتى طلبند برآورده نمىشود ، اين است حال جمعى كه به جهنّم مىروند « 47 » .
و منقول است در تفسير اين آيه كه حق تعالى مىفرمايد كه جبّار معاند را بعد از
هامش
( 46 ) . بحار الانوار 8 / 280 ، ح 1 .
( 47 ) . بحار الانوار 8 / 281 - 282 ، ح 3 .