تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه رسائل اعتقادى ( فارسى ) — صفحة 157

مساهمون:

ص١٥٧
خدا را مكانى باشد به ديده در آيد . پس از مشاهدهء انوار عظمت پروردگار بى اختيار به سجده در آيند و گويند اى خداوند بزرگوار منزّه مىدانيم تو را از آن كه عبادت ما لايق درگاه تو باشد . پس خطاب ربّ الارباب رسد كه اى بندگان من سر از سجود برداريد كه اين خانهء عمل نيست ، اين خانهء كرامت و نعيم و لذّت است ، تعبها و مشقّتها را از شما برداشته‌ام ، چون سر از سجده بردارند نور رويهاى ايشان هفتاد برابر مضاعف شده باشد . پس از حضرت اعلا ندا رسد كه اى ملائكه من ايشان را طعام دهيد ، پس الوان طعامها براى ايشان حاضر سازند كه هرگز در بهشت مثل آنها نديده باشند به شيرينى عسل و سفيدى برف و نرمى مسكه ، چون از آن طعامها تناول نمايند به يكديگر گويند كه آن طعامها كه در بهشت تناول مىكرديم در جنّت اين طعامها مانند خواب پريشان است . پس باز ندا رسد كه ايشان را خشنود گردانيد ، پس شميمى از زير عرش الهى ساطع گردد در نهايت سردى و خوشبويى و آن را مثيره نامند ، و چون معطّر گردند ندا رسد به ايشان كه برگرديد به سوى زنان خود ، گويند پروردگارا وعده براى ادراك اين درجهء رفيعه مقرّر فرما ، ندا رسد كه در هر جمعه شما را به اين كرامت سرافراز مىگردانم ، و چون هر روز آخرت برابر هزار سال دنيا است تا جمعه ديگر هفت هزار سال است و چون بر مىگردند به هر يك انار سبزى مىدهند كه در ميان آن هفتاد حلّه باشد كه نظر كنندگان مانند آنها نديده باشند . پس چون روانه مىشود ولىّ خدا يكى از غلامان مبادرت مىنمايند كه بشارت او را به زنان او برساند ، پس او به استقبال آيد و بر در قصر ايستد ، چون به او نظر كند از تضاعف حسن و جمال او را نشناسد ، چون بشناسد گويد : اى حبيب من از نزد من كه رفتى اين حسن و جمال نداشتى ، گويد : كه از مشاهدهء انوار جلال اين حسن و جمال مرا عارض شد . پس چون مؤمن نظر كند به حوريّه گويد : كه اى محبوبهء من حسن تو چرا فزون شد ؟ گويد : براى آن كه انوار تو در من جلوه‌گر شد حسن من نيز هفتاد برابر مضاعف شد . پس در ، درِ خيمه يكديگر را در بر گيرند و به صداى بلند خداوند خود را شكر كنند و