در بهشت آنچه خواهند ، و نزد ما براى ايشان زيادتى نعمتها هست كه به خاطر ايشان خطور نكرده است ، پس با او جماع كند در قوّت صد جوان ، و يك معانقه با او در مدّت هفتاد سال بوده باشد ، و متحيّر باشد كه نظر به كدام عضو او افكند بر روى او يا بر پشت او يا بر ساق او ، و بر هر عضو او كه بنگرد از شدّت نور و صفا روى خود را در آن مشاهده نمايد .
پس در اين حال زن ديگر بر او مشرّف گردد ، و خوشروىتر و خوشبوىتر از اوّل ، و او را ندا كند كه اى ولىّ خدا هنگام آن نشده است كه نظر لطف افكنى بسوى ما ، مؤمن گويد : تو كيستى ؟ گويد من آنم كه خداى رحيم در قرآن كريم مرا ياد كرده است كه
« فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ ما أُخْفِيَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْيُنٍ جَزاءً بِما كانُوا يَعْمَلُونَ »
« 30 » يعنى نداند هيچ نفسى پنهان مقرّر گردانيده خداوند رحمان براى ايشان آنچه موجب روشنى ديده و شادى ايشان گردد به پاداش آنچه كردهاند در دار دنيا .
پس حضرت فرمود كه هيچ مؤمن داخل بهشت نمىشود مگر آن كه خداوند غنى پانصد حورى به او عطا مى فرمايد كه با هر حورى هفتاد غلام و هفتاد كنيز بوده باشد ، كه هر يك مانند لؤلؤ منثور و لؤلؤ مكنون بوده باشند .
چنانچه در قرآن مجيد به اين دو چيز ايشان را تشبيه نموده ، يعنى مرواريد پراكنده شده از بسيارى و نيكى ايشان ، و مرواريد مكنون يعنى در ميان صدف پنهان كه دستى به او نرسيده و ديده او را در نيافته ، و هر يك را هفت قصر بخشد كه در هر قصرى هفتاد خانه باشد ، و در هر خانه هفتاد تخت باشد و بر هر تختى هفتاد فرش گسترده باشد و بر روى آنها حوريه نشسته باشد از سفيد پوستان سياه چشمان يا گشاده چشمان ، و در زير قصرها و خانههاى ايشان انواع نهرها جارى باشد از آنها كه خداوند حميد در قرآن مجيد ياد فرموده است
« أَنْهارٌ مِنْ ماءٍ غَيْرِ آسِنٍ »
« 31 » يعنى نهرها از آب صافى كه هرگز رنگ و مزه و بوى آنها متغيّر نگردد و گلآلود نشود
« وَ أَنْهارٌ مِنْ لَبَنٍ لَمْ يَتَغَيَّرْ طَعْمُهُ »
و نهرها از شير كه از پستان حيوانات به در نيامده باشند كه مزهء آنها متغيّر
هامش
( 30 ) . سوره السجدة : 17 .
( 31 ) . سورهء محمّد : 15 .