گويند
« الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَذْهَبَ عَنَّا الْحَزَنَ إِنَّ رَبَّنا لَغَفُورٌ شَكُورٌ »
« 33 » يعنى حمد و سپاس خداوندى را سزا است كه برداشت از ما غم و الم و اندوه را بدرستى كه پروردگار آمرزندهء گناهان است و جزا دهندهء مطيعان است .
و چون كريم ذوالجلال پيغمبران را به دار وصال طلبد بينند شخصى با گروهى عظيم از ملائكه مىرود و نور او در پيش روى او ساطع است ، اهل بهشت گردنها بلند كنند و گويند : كيست اين بندهء برگزيدهء خدا ؟ ملائكه گويند : اين است كه خدا به دست قدرت خود او را آفريده و از روح برگزيدهء خود در او دميده و او را معلّم ملائكه گردانيده است . حضرت آدم - عليه السلام - كه به بارگاه عزّت و جلال مىرود . پس ديگرى با شكوه عظيم و فوج بسيار از ملائكه و انوار بى حد و احصا پيدا شود ، اهل بهشت پرسند كه اين كيست ؟ ملائكه گويند اين نوح پيغمبر است . پس ديگرى با كبكبهء عظيم پيدا شود و افواج ملائكه بر دور او احاطه كرده باشند بالها گسترده و نور او در پيش رويش رود ، پس اهل بهشت سر از غرفه ها بيرون كنند و پرسند كه اين كيست ؟ گويند اين ابراهيم خليل است .
پس شخص ديگر بگذرد با سواران بسيار از ملائكه و انوار بسيار در پيش ايشان رود ، پرسند كه اين كيست ؟ ملائكه گويند كه اين است برگزيده به وحى خدا ، اين است امين بر رسالات حق تعالى اين است بهترين فرزندان آدم محمّد مصطفى - صلى الله عليه و آله - كه او را خداوند ذوالجلال به مجلس قرب و وصال طلبيده ، و او را رخصت دخول خلوتخانهء خاصّ خود داده .
پس مرد ديگر پيدا شود با همان شوكت و عزّت و انوار و همان عدد آن ملائكه ابرار ، اهل بهشت پرسند كه اين كيست ؟ گويند اين است برادر رسول خدا در دنيا و عقبى او خليفهء خدا على بن أبىطالب - عليه السلام - و همچنين يك يك از ائمه - عليهم السّلام - تا آخر ايشان و ، جميع پيغمبران و صدّيقان و اوصياى پيغمبران و شهدا بگذرند ، تا آن كه همه در فردوس اعلا و مجلس خاصّ قرب حق تعالى حاضر شوند .
هامش
( 33 ) . سورهء فاطر : 24 .