نمايد ، يا رشتهء سفيد كه از ميان ياقوت سرخ ظاهرباشد ، و از جماع هر يك لذّت صد مرد در يابد كه هر يك چهل سال خواهش مجامعت داشته باشند و ميسّر نشده باشد ايشان را ، و ايشان هميشه جوانند و همسنّان اند ، و هميشه باكرهاند ، و بعد از مجامعت بكارت ايشان عود نمايد ، و چنانند كه خدا در قرآن مجيد ايشان را وصف نموده كه
« فِيهِنَّ خَيْراتٌ حِسانٌ »
« 26 » يعنى نيكو اخلاق و نيكو روىاند
« لَمْ يَطْمِثْهُنَّ إِنْسٌ قَبْلَهُمْ وَ لا جَانٌّ »
« 27 » يعنى پيشتر با ايشان نزديكى نكرده است نه آدمى و نه جنّى
« كَأَنَّهُنَّ الْياقُوتُ وَ الْمَرْجانُ »
« 28 » يعنى ايشان در صفا مانند ياقوتاند و در سفيدى مانند مرواريد ، و به درستى كه در بهشت نهرى هست كه در دو طرفش كنيزان بسيار ايستادهاند .
پس پروردگار مهربان امر فرمايد ايشان را كه بشنوانيد به بندگان من تمجيد و تسبيح و تحميد مرا ، پس ايشان صدا بلند كنند به سرود و الحان و نغمات و ترجيعات كه خلايق هرگز مانند آنها نشنيده باشند ، پس به طرب آيند اهل بهشت از استماع آن نغمهها .
و به درستى كه ولى خدا در هنگامى كه با زنان خويش صحبت دارد و به انواع نعمتهاى بهشت متنعّم باشد . زنى از حوريان كه در حجاب عزّت محتجب باشد و مؤمن او را نديده باشد و نداند كه از زنان او است نقاب حجاب از چهرهء چون آفتاب برافكند و از غرفهء خود بر ولى خدا مشرف گردد ، و پرتو خورشيد جمال او جميع قصور و منازل ولى خدا را مملو از نور گرداند ، مؤمن از آن حالت متعجب گردد ، و چون به جانب بالا نظر افكند نظرش بر زنى افتد كه مانند او نديده باشد ، و از شعاع جمال او ديدهاش خيره گردد .
پس حورى او را ندا كند كه آيا وقت آن نشد كه سايهء دولت بر سر ما افكنى ، ولىّ خدا گويد : كه تو كيستى ؟ گويد من آنم كه حق تعالى مرا در قرآن مجيد ياد كرده است در آنجا كه
« لَهُمْ ما يَشاؤُنَ فِيها وَ لَدَيْنا مَزِيدٌ »
« 29 » يعنى براى ايشان حاصل است
هامش
( 26 ) . سوره الرحمن : 70 .
( 27 ) . سوره الرحمن : 74 .
( 28 ) . سوره الرحمن : 58 .
( 29 ) . سوره ق : 35 .