تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ميراث حديث شيعه — صفحة 288

مساهمون:

ص٢٨٨
باشد بالنسبة به ديگرى ، مثل اين كه منّ وجود سعادت نمود حضرت رسول صلى الله عليه وآله وسلم مقدم است بالنسبة به كلّ كاينات ، ومنّ وجود حضرت عيسى عليه السلام بالنسبة به غير آن جناب واشخاص ديگر كه في الحقيقة راجع به منّ حقيقي ومنّ إضافي مىشود . واين بر فرضى است كه ممنون عليه را توان گفت كه مكان منّ است والّا تصوير آن به ملاحظهء بعضي امكنهء شريفه بالنسبة به بعض ديگر خواهد شد ، فتأمل جداً تجد جيّداً بعون اللَّه تعالى وحسن توفيقه . صورت خامسه : آن است كه مراد از هر دو لفظ تقدم بالشرف بوده باشد ، وبيان صحت اين وجه نيز راجع به منّ حقيقي ومنّ إضافي است كما في سابقه . واز آنچه مرقوم شد ظاهر مىشود اسرار لطيفه ونُكَت بديعه از براي شرافت اين دعا وعلت استجابت آن ، بلكه از براي محقق بصير ومدقق خبير وعالم به مطالب معقوله وداناى عارف به مقاصد منقوله از أفق هر وجهي از اين وجوه واز كران هر صورتي از اين صور خورشيد اسم أعظم الهى وآفتاب نام مقدس بارى به صورتي غير صورت اوّلى ، جلوةً بعد جلوة وجليةً بعد جلية طالع مىگردد ، ولنعم ما قيل :
عِبَارَاتُنَا شَتّى وَحُسْنُكَ وَاحِدٌ * وَكُلٌّ إلى ذَاكَ الْجَمَالِ تُشِيرُ
نياز الهى ! گذشت ونگذشت ايّام جوانى وآلام جسماني ، وآمد ونيامد زمان پيرى وشكستگى واوان فقيرى ووارستگى . روزى نگذشت كه غمى از نو حاصل نگرديد وشبى نرفت كه المى تازه به وجود نيامد .
مگر سرشته گِل من ز آب محنت وغم * كه نيستم دمى آسوده از ورود ألم نصيب من همه درد است ومحنت واندوه * بلاى كوچكم اينك بزرگ‌تر از كوه
الهى ! تو مىدانى آنچه را كه من نمىدانم ومن نمىدانم آنچه را كه تو مىدانى ،
« تَعْلَمُ ما فِي نَفْسِي وَلا أَعْلَمُ ما فِي نَفْسِكَ »
، غرض حكايت است نه شكايت ؛ چه شكايت از قسمت خويش نمودن خطاست وبر نصيب خود راضى نبودن دور از طريق حيا .