تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ميراث حديث شيعه — صفحة 275

مساهمون:

ص٢٧٥
آرايش أول : بعضي از علماى لغت ذكر نموده كه : « مَلك » به فتح ميم مصدر ملك يملك است ، چنانچه گويى : « ملكت الشيء أملكه ملكاً » ؛ و « مِلك » به كسر ميم اسم است از براي « مَلك » به فتح . وبعضي ديگر گفته‌اند كه : فعل مذكور را دو مصدر است : يكى « مَلك » به فتح ، وديگر « مِلك » به كسر آن ، هر يك در نزد جماعتى از أهل لغت ومىگويى تو : « مَلَكتُ العجين أملكه مَلكاً » به فتح ميم يعنى : خمير را خمير مىنمايم « 1 » أو را خمير نمودنى سخت . وهمچنين مىگويى : « هذا الشيء مَلكُ يميني » به فتح ميم و « مِلك يميني » به كسر آن . ولكن جوهري ذكر نموده است كه : « مَلك » به فتح ميم فصيح‌تر است از « مِلك » به كسر . و « ملّكته الشيء تمليكاً » يعنى : گردانيدم آن چيز را ملك از براي أو . و « تَمَلَّكه » أي « ملكه قهراً » يعنى : مالك شد أو را به قهر . وهيچ يك متعرض « مُلك » به ضم ميم نشده وحال آن كه استعمال آن در قرآن وادعيه ونحو آن بسيار است كقوله تعالى :
« وَإِذا رَأَيْتَ ثَمَّ رَأَيْتَ نَعِيماً وَمُلْكاً كَبِيراً »
« 2 » وكقوله سبحانه :
« وَلِلَّهِ مُلْكُ السَّماواتِ وَالْأَرْضِ »
« 3 » وكقوله جل شأنه :
« قالَ رَبِّ اغْفِرْ لِي وَهَبْ لِي
مُلْكاً لا يَنْبَغِي لِأَحَدٍ مِنْ بَعْدِي إِنَّكَ أَنْتَ الْوَهَّابُ »
« 4 » هر سه بنا بر مشهور ، ومثل لفظ ملك در اين فقرهء شريفهء از دعا ونحو آن ، وآن يا از باب تسامح است ويا اين است كه لفظ مخالف لغت است وموافق استعمال وآن شاذ مقبول است . وبالجملة ، ممكن است كه اين فقره نيز فقرهء مؤكده از براي فقرهء متلوّه بوده باشد وفايدهء توكيد واين كه اين از كدام قسم از دو قسم توكيد است ، سابق به تفصيل بيان شد ودر صورت مؤكده بودن آن دلالت مىكند ايراد معنى فقرهء متلوّه به لفظ فقرهء تاليه بر بلاغت معصوم عليه السلام ؛ چه بلاغت عبارت است از ايراد معنى واحد به طرق وتراكيب مختلفه . ونيز دلالت مىكند بر اين كه صفت سلطنت وملك ، از ميان صفات اللَّه صفتي است عظيم كه ابرام والحاح در دعا به آن واقع شده وآن چنين است چنانچه بر
هامش
( 1 ) . بر بالاى عبارت ، تصحيح شده : خمير نمودم . ( 2 ) . سورهء انسان ، آيهء 20 . ( 3 ) . سورهء آل عمران ، آيهء 189 . ( 4 ) . سورهء ص ، آيهء 35 .