تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ميراث حديث شيعه — صفحة 232

مساهمون:

ص٢٣٢
بوده‌ام تا بوده‌ام اميدوار بخششت * در اميد بخششت هستم مكرر اى خدا تا زبان گوياست مىگويم شب وروز اين‌سخن * رحم كن بر اين فقير زار مضطر اى خدا گر شفيعي بايدم اينك شفيع آورده‌ام * از براي خود شفيع روز محشر اى خدا بگذر از جرم من عاصى به حق مصطفى * با دو سبط وبنت وداماد پيمبر اى خدا
اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَ لُكَ مِنْ قُدْرَتِكَ بِالْقُدْرَةِ الَّتِي اسْتَطَلْتَ بِها عَلَى كُلِّ شَيْءٍ ، وَكُلُّ قُدْرَتِكَ مُسْتَطِيلَةٌ ، اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِقُدْرَتِكَ كُلِّها . اى خداوند چاره ساز بنده نواز ! واى پروردگار بىمثل ومانند وانباز ! اى آن كسى كه رحمتت بر غضبت پيشى گرفته ، ونعمتت بر نقمتت سبقت گزيده ! به درستى كه اين بندهء شرمندهء ذليل واين مجرم درگاه رب جليل سؤال مىكنم تو را به حق قدرت وغلبهء تو بر هر مقدوري ، وتمكّن نام فوق التمام تو بر هر ميسور ومعسورى ، كه امتناع از آن هيچ كس را ميسّر نباشد وبيرون رفتن از تحت آن هيچ ممكن را ممكن نگردد ؛ يا سؤال نماينده‌ام تو را از جهت مظاهر قدرت كامله ومناظر غلبهء حاصله تو ، به آن قدرتى كه غالب شده به آن بر جميع موجودات وبه آن غلبه‌اى كه قاهر شده به آن بر تمام ممكنات وحال آن كه همهء افراد قدرت تو بر جميع اشيا غالب ، واعتقاد بر اين معنى از الزم مطالب ومآرب است . خداوندا ! به درستى كه من سؤال مىكنم تو را به حق جميع مظاهر قدرت وتمام مناظر قوت تو كه از جملهء آنهاست وجود حق‌نمود سيد سادات عالم وسرور اشراف أولاد آدم اعني شيرازهء أوراق موجودات وديباچهء اجزاى ممكنات ، شفيع المذنبين وخاتم النبيين وسيد المرسلين .
آن كه أو را علت ايجاد اشيا خواستى * ذات أو را همچو ذات خويش يكتا خواستى در حريم قرب خود مهر رخش را جلوه‌گر * بر تمام عرش وفرش كل دنيا خواستى در رياض قدس ، نخل قامتش را همچو سرو * در ميان گلستان موزون ورعنا خواستى
ميراث حديث شيعه — صفحة 232 | مهدى مهريزى / على صدرائى خوئى