خسران وضرر خذلان
« وَمَنْ لَمْ يَتُبْ فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ »
« 1 » در أمان باشد وبه نعيم سرمدي در جنان فايز گردد كه
« وَأَمَّا مَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ وَنَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوى فَإِنَّ الْجَنَّةَ هِيَ الْمَأْوى »
. « 2 »
نظم
هر دم از عمر مىرود نفسي * چون نگه مىكنى نمانده « 3 » بسى
اى كه پنجاه رفت ودر خوابى ! * مگر اين پنج روزه دريابى
عمر برف است وآفتاب تموز * اندكى ماند و « 4 » خواجة غرّه هنوز
خجل آن كس كه رفت وكار نساخت * كوس رحلت زدند وبار نساخت
اى تهى دست رفته در بازار ! * ترسمت پرنياورى دستار
برگ عيشى به گور خويش فرست * كس نيارد ز پس تو پيش فرست
هر كه مزروع خود بخورد و « 5 » خويد * وقت خرمنش خوشه بايد چيد
نيك وبد را چو مىببايد مرد * خنك آن كس كه گوى نيكى برد
اى سعادتمند ! اگر بندگان را معرفت كمال رأفت ومرحمت ووفور عنايت وعاطفت حضرت رئوف رحيم ، بي سابقهء عملي وواسطهء خدمتي در باب خويش حاصل بودى ، خجل گشتندى وهرگز مكافات آن را به اقدام بر عصيان روا نداشتندى وچون به حكم نصّ حديث « كلّ بني آدم خطّاء » « 6 » هيچ كس از دست شرّ اعداى معصيت ، در حصن حصين عصمت ، جاى نمىيابد ، هرگاه گَرد « 7 » گناه ، آينهء دل ايشان را سياه كردى ، به مقتضاى و « خير الخطّائين التّوابون » « 8 » بلا توقّف ، آن را به منديل انابت ، پاك ساختندى واز حمل أوزار اصرار ، ابا نمودندى .
هامش
( 1 ) . سورهء حجرات ، آيهء 11 .
( 2 ) . سورهء نازعات ، آيهء 40 و 41 .
( 3 ) . م : نماند .
( 4 ) . ف : مانده .
( 5 ) . م : - و .
( 6 ) . سنن الدارمي ، ج 2 ، ص 303 ؛ المستدرك على الصحيحين ، ج 4 ، ص 244 .
( 7 ) . ف : - گرد .
( 8 ) . سنن الدارمي ، ج 2 ، ص 303 .