نفس بدفرماى را تأديب كن * خوىهاى زشت را تهذيب كن
در پى تكميل عقل خويش باش * با خدا باش وز خود بىخويش باش
در خبر است كه حق - جلّ وعلا - خطاب مىفرمايد به سرّ بنده در وقت ولادت بر سبيل الهام كه : « اى بنده ! تو را از ظلمتآباد عدم به صحراى وجود آوردم « 1 » پاك از شايبهء كدورات وطاهر « 2 » از ظلمت معاصي . وايّام عمر كه سرمايهء تجارت آخرت است ، نزد تو امانت نهادم وتو را بر گنج دل كه خزانهء اسرار ماست ، امين گردانيدم .
هوشيار باش تا داغ خيانت بر ناصيهء روزگار خود « 3 » ننهى ودر قيام به اداى وفاى عهد ما تقصير رواندارى ، تا در مجلس دارالسّلام از دولت لقاى ما محروم نمانى وبه حجاب حرمان وعذاب خسران ، گرفتار نگردى « أوفوا بعهدي اوفِ بعهدكم وإيّاي فارهبونَ » « 4 » » .
اى سعادتمند ! « 5 » هر كه جوهري دارد ومىداند كه بهاى آن جوهر ، جميع عمر به مؤونت أو وفا مىكند ، « 6 » چون آن جوهر « 7 » از وى « 8 » ضايع شود ، شك نيست كه بر فوات آن جوهر ، مغبوب ومصيبت زده شود واگر داند كه تضييع آن موجب هلاك وى است ، بدان سبب كه وديعت پادشاهى قاهر است ، يقين كه ملالت ومصيبت أو زيادهتر « 9 » گردد وتحسّر وتأسف عظيم ، پديد آيد . پس هر ساعت از « 10 » عمر آدمي ، جوهري « 11 » است كه قيمت آن كس نداند ؛ « 12 » زيرا كه بدان جوهر ، سعادت ابدى وپادشاهى سرمدي ، حاصل « 13 » مىتواند نمود وبه سبب آن از عذاب اليم وخسران مقيم ، خلاصي مىتواند يافت واين جوهر در هر ساعت از وى فوت مىگردد « 14 » وهيچ اثر
هامش
( 1 ) . ف : آورد .
( 2 ) . ف : ظاهر .
( 3 ) . ف : - خود .
( 4 ) . سورهء بقره ، آيهء 40 .
( 5 ) . ف : - اى سعادتمند .
( 6 ) . ف : + / و .
( 7 ) . ف : - جوهر .
( 8 ) . ف : أو .
( 9 ) . ف : زيادتر .
( 10 ) . ف : - از .
( 11 ) . ف : جواهرى .
( 12 ) . ف : كه كسى قيمت آن نداند .
( 13 ) . ف : - حاصل .
( 14 ) . ف : مىگذرد ( فوت مىگردد ) .