جنان « 1 » روشن ساخته باشد ، چون به حقيقت اين حال نظر كند وبداند كه با وجود كثرت احمال ذنوب وعصيان وغلبهء أوزار طغيان « 2 » وكفران ، سعت درياى غفران حضرت منّان به مرتبهاى است كه به مجرّد وقوع ندامت از تقصيرات وعزم تدارك ما فات وخطور استغفار از خطيّات ، جميع آنها در رشحهاى از اين بحر ، ناپديد مىگردد ووجود نادم به خلعت مغفرت ورحمت ، مزيّن مىشود ، همين قدرْ علم ، أو را باعثهء « 3 » انقياد وأطاعت و « 4 » دليل راه عبادت وترك مخالفت ، كفايت باشد . با آن كه فيض آثار أنواع انعام وافضال منعم عظيم وأصناف احسان ونوال معطى كريم - جلّت عظمته - در شأن هر بندهاى از آن متجاوز است كه زبان بيان بلغاء به اداى آن اقدام توان نمود « 5 » ويا قوهء ادراك عقلا به درك آن فرا تواند رسيد ؛ چنانچه آيهء كريمهء
« وَإِنْ تَعُدُّوا نِعْمَتَ اللَّهِ لا تُحْصُوها إِنَّ الْإِنْسانَ لَظَلُومٌ كَفَّارٌ »
« 6 » از اين مقصود خبر مىدهد .
نظم
اى كه هستى غافل از لطف خداى ! * يك نظر در خويش كن سر تا به پاى
از قدم تا فرق نعمتها ببين * گشته فضل أو به هر مويى قرين
هم بدين فيضش نگشته از تو سير * گشته در هر دو جهانت دستگير
لطف أو در كار وتو فارغ ز كار * خيز واز كردار خود شرمى بدار
كس از اين دنياي دون طرفي نبست * دل نبايد در چنين غدّار بست
پيش از آن وقتي كه تنگ آيد مجال * گوش نفس بد به دست توبه مال « 7 »
در عبادت صرف كن أوقات را * عذر خواه از بندگى ما فات را
وببايد دانست كه حال نادم از كرده « 8 » وعازم بر توبه ، همچو حال مريضى است بىتجربه كه شعور بر قصور مزاج وما يحتاج علاج يافته ؛ امّا چون از تجربه ناگزير
هامش
( 1 ) . م : چنان .
( 2 ) . ف : طعنان .
( 3 ) . ف : باعث .
( 4 ) . ف : - و .
( 5 ) . ف : تواند اقدام نمود .
( 6 ) . سورهء إبراهيم ، آيهء 34 .
( 7 ) . ف : خود بمال .
( 8 ) . ف : گناه .