اى سعادتمند ! چون از كيفيّت مغبونيّت أكثر أهل زمان ، به سبب تضييع اين نعمتان در خلاف رضا وفرمان ملك ديّان - تقدّس وتعظّم - خبرتى حاصل گشت ، اكنون ببايد دانست كه در طريق حفظ اين صحّت كه مناط تحصيل كمالات صوري ومعنوي است ، عقلا را خلاف است واين عقلا ، دو فرقهاند : حكماى ظاهري كه آن ، يونان وهندياناند ، « 1 » وحكماى باطني كه آن ، مرشدان وهادياناند ومنشأ اختلاف اين دو فرقه « 2 » آن است كه بدن آدمي ، چيزى است ملتئم از استخوان ورگ وپوست ووَتر وغضروف واعصاب واغشيه ولَحم وشَحم وغيره واين جمله ، از تركّب « 3 » أخلاط اربعهء بدن كه بر طبع عناصر اربعهاند ، « 4 » متولّد گشتهاند ونظام بدن ، به تعديل مزاج اينهاست واز كيفيّت امتزاج أخلاط ، قوّتى چند در بدن حاصل شده « 5 » واز تعادل آنها ، بخار « 6 » لطيف پديد آمده كه آنرا روح خوانند وسبب حيات وحامل قوا اوست وسلطنت مملكت بدن ، متعلّق بدوست وقوام جمله اينها « 7 » به بدل ما يتحلّل است وصحّت اين جسد ، عبارت است از مَلَكه وهيئتى طبيعي مراين « 8 » بدن را كه به واسطهء آن ، از اين موضوع ، افعال سليمهء طبيعية صادر گردد وبقاى آن نيز به بدل ما يتحلّل است ، اوّلًا ، وبه رعايت امرى چند ثانياً كه اين جمله را « ضروريّات ستّه » خوانند ومجموع آنها را در اين بيت ، ذكر كردهاند :
نظم
اكل وشُرب وخواب وبيدارى هوا * حبس واستفراغ وحَرْكات وسكون
وتفصيل وتدبير اينها « 9 » در كتب طبيعيين ، مشروحاً مذكور است ونيز مر اين روح را قوّتى است ملكوتي كه آنرا نفْس مَلَكوتى خوانند وآن قوّت بالذّات ، در آن
هامش
( 1 ) . ف : يونان وهند نامند .
( 2 ) . ف : فرقهاند .
( 3 ) . ف : تركيب .
( 4 ) . ف : أربعة .
( 5 ) . ف : شود .
( 6 ) . ف : بخارى .
( 7 ) . ف : آنها .
( 8 ) . م : مزين ، ف : مربدين . متن ، تصحيح قياسي است .
( 9 ) . ف : وتفصيل تدابير آنها .