تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ميراث حديث شيعه — صفحة 485

مساهمون:

ص٤٨٥
فراغت ، زيان زده‌اند وخسران يافته . نظم
عزّت اين در چنين كرد اقتضا * كز درِ أو دور باشد هر گدا چون حريم عزّ أو نور افكنَد * غافلان خسته « 1 » را دور افكند سال‌ها بردند مردان انتظار * تا يكى را يار « 2 » شد از صد هزار كوه‌هاى آتشين در ره ، بسى است * اين چنين كارى نه كار هر كسى است مرد مىبايد تمام ، اين راه را * جانفشانى بايد اين درگاه را
ودر تورات آمده است كه « 3 » : « يا ابن آدم ، خلقتُ الأشياء لك وخلقتك لي ، فلا تهتك ما خلقت من أجلي في ما خلقت من أجلك » ؛ « 4 » يعنى اى فرزند آدم ! ما جملهء عالم را براي تو آفريده‌ايم وجملهء اشيا را جواهرها واعراض‌ها به جهت نثار تو مرتّب گردانيده‌ام ووجود تو را خاص به جهت حضرت خود خلق كرده‌ايم تا عرش وفرش وهرچه در اوست ، خادم تو باشند وتو خاصّه از جان ، ملازم درگاه ما باشى ودرِ دولت‌ْخانهء محبّت ما كوبى ودر اكتساب خلعت معرفت ما كوشى وهمگى حيات وجملگى أوقات خود را صرف خدمت ما كنى . پس آنچه ما به جهت حضرتِ خود آفريده‌ايم ، در طلب آنچه طفيل تو گردانيده‌ايم ، صرف مكن ومنصب اهليّت مقدّس خود را به ظلمت غبار غيريّت ، ملوّث مساز و « 5 » جوهر شريف عمر را در طلب بضاعت مُزْجات فانى ، ضايع مگردان ودامن همّت روح مطهّر را كه خليفهء ممالك ملك وملكوت است ، به فتن مَزبَلهء جيفهء دنيا ميالاى وآينهء دل را - كه به حقيقت ، جام جهان‌ْنماى ماست - به ظلمات مناهى وملاهي ، تاريك مساز وانسان عين بصيرت را از مشاهدهء جمال ما محروم مكن ودر مهاوى تيهِ غفلت وباديهء ظلالت وغوايت ، سرگشته مباش .
هامش
( 1 ) . ف : خفته . ( 2 ) . م : بار . ( 3 ) . ف : - كه . ( 4 ) . نص النصوص ، ص 292 و 458 . ( 5 ) . م : ( كلمه‌اى ناخوانا ) .