تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ميراث حديث شيعه — صفحة 415

مساهمون:

ص٤١٥
نظم
از شرور نفس ، گر يأبى رها * در حريم وصل يأبى قرب‌ها گر رَهى از دست ديو ودد ، دمى * يأبى اندر كوى جانان ، مَحرمى
وبه اسم دل ، أو را در اين آن موسوم گردانند « 1 » ودر اين طورِ ثاني ، نور كبود كه علامت اطمينان وتزكيه است ، در عالم مثال به ظهور آيد وظاهر است كه ترقّى سالك در طورِ نفس ، به طريق تنزّل است ؛ چه ، نفس امّاره كه در شهر بدن ، داروغهء شيطان است ، صفت ناريّت بر أو غالب است وچون از صفات ناري تنزّل نمايد ولوّامه شود ، صفت هوائيت بر أو « 2 » غالب شود « 3 » وچون از صفات هوايى تنزّل نمايد ومُلهمه شود ، صفت مائيت بر أو غالب گردد وچون از صفات مائي تنزّل نمايد ومطمئنه شود ، صفت ترابيّت بر أو غالب شود واين هنگام ، تمكين يابد وبه صفت وقار وتواضع وتذلّل وخضوع ، موصوف گردد وشايستهء اسم انسان « 4 » شود « 5 » وبالجملة ، از صفت عِلوى به صفت سِفلى هبوط كرده بوَد . نظم
در اين راهى كه زاد أو توقّى است * تنزّل اندر أو عين ترقّى است
وبعد از اين ، به تصفيهء قلب به اخلاق حميده وخلال « 6 » پسنديده كوشش نمايد واز امراض نفاق وشقاق وساير قبايح اخلاق ، دل را باز رهانَد وبه صحّت صلاح ووفاق آورَد . نظم
موانع تا نگردانى ز خود دور * درون خانهء دل نايدت نور
ودر اين طور « 7 » ثالث ، نور سرخ كه نور دل « 8 » است ، به غايت صفا در عالم مثال ،
هامش
( 1 ) . م : داند . ( 2 ) . ف : - بر أو . ( 3 ) . ف : - شود . ( 4 ) . ف : ايشان . ( 5 ) . ف : - شود . ( 6 ) . ف : خصال . ( 7 ) . ف : ظهور . ( 8 ) . ف : اوّل .