تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ميراث حديث شيعه — صفحة 413

مساهمون:

ص٤١٣
است ، به ايراد آنها در اين عجالة الوقت ، اشتغال نمودن ، احتياج « 1 » نباشد ؛ وليك آنچه ضرورت « 2 » بود ، ثبت نموديم تا طالبان را انتباهى وراغبان را دليل راهى باشد . وبر واصلان مخفى نيست كه آنچه دلالت مىكند بر آن كه اين حديث حضرت رسالت عليه السلام مُخبر است از مرتبهء تجلّى ذاتي ، ذكر مَلِك مقرّب است ؛ زيرا كه حضرت جبرئيل را مظهر عقل وعلم دانسته‌اند وجز در خلوت فناء في اللَّه ، أو را راه است وهر كه كامل است ، از اين معنى آگاه است . نظم
ورأى عالم علوي مقامي است * كه آن‌جا نام علّيين نباشد اگر مطلق شوى مطلق ببينى * مقيّد جز مقيّد بين نباشد وگر فانى شوى در نور ذاتش * تو را پرواى آن واين نباشد نيايد ذات أو هرگز به ديدار * چو آيد ، عاشق مسكين نباشد تجلى محو گردانَد بشر را * چو « 3 » خور تابان شود ، پروين نباشد
اى سعادتمند ! حضرت رسالت عليه السلام « 4 » بدين كلام مبارك ، ترغيب مىفرمايد زائران سرير احسان وسايران سبيل « 5 » ايمان را به تحصيل منصبى كه منهج نجاح است از شرّ عقبات اعتبارات وضرّ بليّات تقييدات ومثمر فلاح است از ظلمت حُجُب كَثَرات وكدورت نصب تعيّنات ومحصّل عنايت بىنهايت يزدانى وموصل به قرب رحمت حضرت صَمَدانى است وبر ضماير صافيه وسراير طاهرهء طالبان طريق عيان وشاربان رحيق ايقان ، پوشيده نيست كه وصول بدين مقام رفيع ونزول در اين منزل منيع ، ميسّر نگردد ، مگر بعد از اعتلا بر مدارج مقامات أرباب قلوب وارتقا بر معارج أطوار سَبعهء قالبى ونفسي وقلبي وسرّى وروحي وخفى وغيب الغيوب . ودرجات هر مرقاتى كثير واز عبور بر آن ، سالكان را ناگزير است .
هامش
( 1 ) . ف : + / نيست و . ( 2 ) . ف : ضرور . ( 3 ) . ف : چه . ( 4 ) . ف : عليه الصلاة والسّلام . ( 5 ) . ف : سبل .
ميراث حديث شيعه — صفحة 413 | مهدى مهريزى / على صدرائى خوئى