براي خلايق ، چراغ روشن .
مِنْ غَيْرِ أنْ تُمارِسَ في ما ابْتَدَأْتَ بِهِ لُغُوباً وَلا عِلاجاً .
« تَمارُس » و « لغوب » ، مصدر است [ و ] به معنى تعب وعلاج است ، يعنى : بدون آنكه ممارست نمايى در آن چيزى كه ابتدأ كردهاى به خلق وآفريدن آن چيز ، بىتعب ومشقّت وبدون آنكه معالجه نمايى ، خلق كنى وبيافرينى ؛ واين أمور دلالت دارد بر كمال قدرت حق - سبحانه وتعالى جلّت قدرته وعمّت نعمه - .
فَيامَنْ تَوَحَدَّ بالعِزِّ والبَقاء وقَهَرَ عِبادَهُ بالموتِ والفَناءِ .
« توحُّد » ، يگانگى است ، و « بقا » ، موجود بودن در زمان فانى از زمان حدوث ؛ يعنى : اى آن كسى كه يگانهاى تو در بقا ، وبقاى ابدى مخصوص به ذات أقدس توست !
وعَلِمَ بالْمَوتِ وَالفَناء . « 1 »
« موت » ، به معنى مرگ است ، و « فناء » مردم كشتن : يعنى : اى آن كسى كه داناست به فنا ومرگِ هر فردى قبل از واقع شدن آن ! ودر بعضي نسخه ، « قهر عباده » واقع شده ؛ يعنى : اى كسى كه قهر كرد وغلبه نمود بر بندگان خود به موت وفنا !
صَلِّ اللَّهُمَّ عَلى محمّدٍ وآلِهِ الأتْقِياءِ .
« صلوات » ، به معنى درود است و « محمّد » ، ذاتي كه ستوده باشد به خصال محموده ، واين جا مراد ، حضرت سيّد كاينات است و « أتقياء » ، جمع تقىّ است وتقىّ ، پرهيزگار است و « آل » ، أهل است ؛ الّا آن كه استعمال كرده مىشود در اشراف ، خواه آنكه شَرَف دنيوي باشد ، چون آل فرعون ، يا شرف اخروى ، چون آل محمّد صلى الله عليه وآله وآل عمران . وأهل استعمال كرده مىشود در اشراف ، چون أهل بيت محمّد صلى الله عليه وآله ودر غير اشراف ، چون أهل سوق وأهل النّار ؛ ومراد به آل در اين مقام ، ائمهء اثنا عشريّه
هامش
( 1 ) . اين فقره از دعا در نسخههاى ديگر موجود نيست .