وانكه سوگند مىخورد به دروغ * در دل أو فروغ ايمان نيست
[ 282 ]
وَمِنْ كَلامِهِ : لَاغِنى لِمَنْ لَافَضْلَ لَهُ
. واز كلام اوست : توانگرى نيست آن كس را كه فضل نيست أو را .
فاضلاناند اغنياى زمان * هست بي مايه آنكه فاضل نيست
نشمارى توانگران را كس * كِش زعلم وهنر فضايل نيست
[ 283 ]
وَمِنْ كَلامِهِ : يَأتِيْكَ مَا قُدِّرَ لَكَ
. واز كلام اوست : بيايد به تو آنچه تقدير كرده شده است تو را .
به سرت هر چه آيد از به دو نيك * نكشى سر ز خامهء تقدير
خود به تو مىرسد هر آن چيزى * كه مقدّر شدهست ، بىتغيير
[ 284 ]
يَعْمَلُ النَّمَّامُ فِي سَاعَةٍ فِتْنَةَ أشهُرٍ
. بكند سخنچين در يك ساعت ، فتنههاى ماهها .
فتنهها در ميان مردم هست * از سخنچين رو سياه ، تمام
كه بهيكساعت از شرارت نفس * فتنهء ماهها كند به تمام « 1 »
[ 285 ]
وَقَالَ : يَزِيْدُ الصَّدَقَةُ فِى الْعُمْرِ
. وگفت : زيادت مىكند صدقه در عمر .
صدقه گر دهى به عمر دراز * آخر عمر ، بازيابى عمر
صدقه ، عمر را دراز كند * صدقه ده ، تا دراز يأبى عمر
هامش
( 1 ) . در نسخهء « ح » : نمّام .