تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ميراث حديث شيعه — صفحة 224

مساهمون:

ص٢٢٤
[ 277 ]

وَمِنْ كَلامِهِ : لَاحُرْمَةَ لِلْفَاسِقِ

. واز كلام اوست : نيست حرمت مر فاسق را .
هر كه به ر نهج خير وطاعت رفت * خوبْ فرجام ونيك نام بُود حرمت ، أهل صلاح را باشد * ليك بر فاسقان ، حرام بود
[ 278 ]

وقال عليه السلام : لَاوَفَاءَ لِلْمَرْأةِ

. وگفت عليه السلام : نيست وفا مر زن را .
هيچ زن ديده‌اى كه شرط وفا * در جهان با كسى به جا آرد جسته باشد زِ زهر ، طعمِ شكر * هر كه از زن ، وفا طمع دارد
[ 279 ]

وَمِنْ كَلامِهِ : لَا قَذْفَ لِلْفَاحِشِ

. واز كلام اوست : نيست دشنام مر فحش‌گوى را .
گر دهى فحش‌گوى را دشنام * مدح أو باشد ومذمّت تو نيست دشنام فحش گويان را * ور دهى هست كسر حرمت تو
[ 280 ]

وَقَالَ : لَاأمَانَةَ لِمَنْ لَاإيمَانَ لَهُ

. وگفت : نيست امانت آن كس را كه نيست ايمان ، أو را .
چون خيانت كند امانت را * آن‌كه باشد درست پيمانش خود امانت نگه نخواهد داشت * هركه نبْود درستْ ايمانش
[ 281 ]

وَقَالَ : لَاإيمانَ لِمَنْ لَاأيْمَانَ لَهُ

. وگفت : نيست ايمان آن كس را كه نيست سوگند أو را .
از قسم هر كه اعتبار گرفت * اندر ايمانش هيچ نقصان نيست
ميراث حديث شيعه — صفحة 224 | مهدى مهريزى / على صدرائى خوئى