[ 277 ]
وَمِنْ كَلامِهِ : لَاحُرْمَةَ لِلْفَاسِقِ
. واز كلام اوست : نيست حرمت مر فاسق را .
هر كه به ر نهج خير وطاعت رفت * خوبْ فرجام ونيك نام بُود
حرمت ، أهل صلاح را باشد * ليك بر فاسقان ، حرام بود
[ 278 ]
وقال عليه السلام : لَاوَفَاءَ لِلْمَرْأةِ
. وگفت عليه السلام : نيست وفا مر زن را .
هيچ زن ديدهاى كه شرط وفا * در جهان با كسى به جا آرد
جسته باشد زِ زهر ، طعمِ شكر * هر كه از زن ، وفا طمع دارد
[ 279 ]
وَمِنْ كَلامِهِ : لَا قَذْفَ لِلْفَاحِشِ
. واز كلام اوست : نيست دشنام مر فحشگوى را .
گر دهى فحشگوى را دشنام * مدح أو باشد ومذمّت تو
نيست دشنام فحش گويان را * ور دهى هست كسر حرمت تو
[ 280 ]
وَقَالَ : لَاأمَانَةَ لِمَنْ لَاإيمَانَ لَهُ
. وگفت : نيست امانت آن كس را كه نيست ايمان ، أو را .
چون خيانت كند امانت را * آنكه باشد درست پيمانش
خود امانت نگه نخواهد داشت * هركه نبْود درستْ ايمانش
[ 281 ]
وَقَالَ : لَاإيمانَ لِمَنْ لَاأيْمَانَ لَهُ
. وگفت : نيست ايمان آن كس را كه نيست سوگند أو را .
از قسم هر كه اعتبار گرفت * اندر ايمانش هيچ نقصان نيست