تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ميراث حديث شيعه — صفحة 185

مساهمون:

ص١٨٥
گوشه‌اى گير از جهان كه پُر است * گوش‌هاى جهان ز زحمت ها
[ 113 ]

وَمِنْ كَلامِهِ : زِيَارَةُ الضُّعَفَاءِ مِنَ التَّوَاضُعِ

. واز كلام اوست : زيارة كردن ضعيفان ، از تواضع است .
از تواضع بُود سرافرازى * وين هنر ، زينت است انسان‌را هست « 1 » از غايت تواضع اگر * كس زيارة كند ضعيفان‌را
[ 114 ]

زِيْنَةُ الْباطِنِ خَيْرٌ مِنْ زِيْنَةِ الظَّاهِرِ

. زينت باطن ، بهتر است از زينت ظاهر .
گر تو را جامه شد خَلَق « 2 » ، سهل است * دل ز وسواس وكينه كن طاهر مرد را زان كه زينت باطن‌هست بهتر ز زينت ظاهر
[ 115 ]

وَمِنْ كَلامِهِ : سُوءُ الظَّنِ مِنَ الْحَزْمِ

. واز كلام اوست : بدگمانى از هشيارى است .
باشى از نيك وبد بسى غافل * همه كس را چو نيك پندارى در گمان كوش تا يقين دانى * بد گمانى بُود ز هشيارى
[ 116 ]

وَقَالَ : سُرُورُكَ بِالدُّنيَا غُرُورٌ

. وگفت : شادى تو به دنيا غرور است .
چون غرورت زخويش بىخود كرد * غم دنيا چو بر تو هست سرور نى غلط كرده‌اى كه برعكس است * به جهان شادى تو هست غرور
هامش
( 1 ) . در نسخهء « ح » : بود . ( 2 ) . در نسخهء « ح » : كهن .