[ 105 ]
زُرِ الْمَرْءَ عَلى قَدْرِ إكْرَامِهِ لَكَ
. زيارة كن مرد را بر قدر آنكه گرامى دارد تو را .
ديدن دوستان نكوست ، وليك * نه چنان كز تو كس شود دل سرد
اى عزيز ، آنچنان زيارة كن * مرد را كو تو را گرامى كرد
[ 106 ]
وَمِنْ كَلامِهِ : زُهْدُ العَامِّيِّ مَضِلَّةٌ
. واز كلام اوست : زهد عامي گمراهى است .
عالمان را طلب زعام ببر * زهد عامي كجا زآگاهى است « 1 » ؟
زهد عالم بُود طريق نجات * زهد عامي طريق « 2 » گمراهى است
[ 107 ]
زِيَارَةُ الْحَبيْبِ إطِراءُ « 3 » المَحَبَّة
. زيارة دوست ، تازه گرداند محبّت را .
ديدن دوست ، خرّمى دل است * عقل از آن جا گرفت اندازه
گر زيادت كنى زيارة دوست * دوستى را همى كند تازه
[ 108 ]
وَمِنْ كَلامِهِ : زَحْمَةُ الصَّالِحِيْنَ رَحْمَةٌ
. واز كلام اوست : زحمت صالحان ، رحمت است .
با بدان نيكويى چو نيكو نيست * رحم بر صالحان بُود زحمت
هامش
( 1 ) . در نسخهء « ح » : عام را زهد نى ز آگاهى است .
( 2 ) . در نسخهء « ح » : تمام .
( 3 ) . خ ل : تطريه .