از خداوند ذو الجلال بترس * تا كه از غير أو شوى أيمن
[ 64 ]
وَقَالَ : خالِفْ نَفْسَكَ تَسْتَرِحْ
. وگفت : مخالفت كن با نفس خود ، تا راحت يأبى .
هر كه مرد است ، دشمن نفس است * هست با نفس دشمنى طاعت
دشمنى كن به نفس خود دايم * تا بيابى عزيز من راحت
[ 65 ]
خَيْرُ الأصْحَابِ مَنْ يَدُلُّكَ عَلَى الخَيْرِ
. بهترينِ ياران ، آن كس است كه دلالت كند تو را بر خير .
يار نعمت بسى است فرقى كن * يارت اندر شرست يا در خير
آن بُود بهترينِ يارانت * كو دلالت كند تو را بر خير
[ 66 ]
خَابَ صَفْقَهُ « 1 » مَنْ بَاعَ الدِّينَ بِالدُّنيَا
. زيان است بيع آن كس كه بفروخت دين به دنيا .
عشوههاى جهان مخر به جوى * كآورد عاقبت پشيمانى
بيع آن كس بُود زيان كه فروخت * دين باقي به دنيىِ فانى
[ 67 ]
وَقَالَ : خَليْلُ الْمَرءِ دَليْلُ عَقْلِهِ
. وگفت : دوستى مرد ، دليل عقل اوست .
در جهان ، يار نيك اگر جويى * عقل را رهنماى خود گردان
مرد را از كسى كه باشد يار * دوستى « 2 » جز دليل عقل مدان
هامش
( 1 ) . خ ل : صفقته .
( 2 ) . در نسخهء « ح » در جهان .