[ 68 ]
خَوْفُ اللَّهِ يَجْلُو الْقَلْبَ
. ترس خدا تجلّى مىدهد دل را .
دل ز أنوار گرددت روشن * گر دهى خوف از خدا دل را « 1 »
از خدا ترس ودل منوّر كنكه دهد ترس حق ، جلا دل را « 2 »
[ 69 ]
خُلُوُّ الْقَلْبِ خَيْرٌ مِنْ مَلَاءِ الْكِيْسِ
. دل خالى بهتر است از كيسهء پر زر .
دل كن از كين واز حسد خالى * تا كه بر اغنيا شوى سرور
زان كه بهتر بُود دل خالى * اى برادر ز كيسهء پر زر
[ 70 ]
خُلُوصُ الْوُدِّ مِنْ حُسْنِ الْعَهْدِ
. دوستى خالص از نيكويى عهد است .
گر به اخلاص دوستى به كسى * كأم جان را دهد حلاوت شهد
در نكويى عهد كوش كه هست * دوستى خالص از نكويى عهد
[ 71 ]
خَيْرُ النِّساءِ وَدُودَةٌ وَلُودَةٌ « 3 »
. بهترينِ زنان ، دوست دارندهء زاينده است .
خوبى زن ، نه حسن ورعنايى است * باش أهل صلاح را بنده
بهترينِ زنان به عالم از آنك * دوست دارنده است وزاينده
هامش
( 1 ) . در نسخهء « ح » : خوف حق گردد وكند منزل .
( 2 ) . در نسخهء « ح » : كه دهد ترس حق ، تجلى دل .
( 3 ) . خ ل : ودود ولود .