تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ميراث حديث شيعه — صفحة 170

مساهمون:

ص١٧٠
هم‌نشين نكو گزين ، زيراك * هم‌نشين بد است چون شيطان
[ 49 ]

جَوْلَةُ الْبَاطِلِ سَاعَةٌ وَجَوْلَةُ الحَقِّ إلَى السَّاعَةِ

. گردش باطل ، يك ساعت است وگردش حق تا قيامت .
بگسل از باطل وبه حق پيوند * تا برى ز أهل روزگار ، سَبَق گردش باطل است يك ساعت * هست تا حشر ، ليك گردش حق
[ 50 ]

جُودَةُ الْكَلامِ فِي الاخْتِصارِ

. نيكو بودن سخن ، در كوتاه كردن است .
چون سخن گويى ، اختصار طلب * هست نيكو حديث پير ودين كوتهى سخن ، نكو سخنى است * كم سخن گوى وكوتهى سُخُن
[ 51 ]

وَمِنْ كَلامِهِ : جَلِيسُ الخَيْرِ غَنِيمَةٌ

. واز كلام اوست : هم‌نشين نيك ، غنيمت است .
اثر صحبت است چون بد ونيك * بايدت گر سلامت دو جهان ببُر از هم‌نشين بد ، زنهار ! * هم‌نشين نكو غنيمت دان
[ 52 ]

وَقالَ : جَالِسِ الْفُقَرَاءَ تَزدَد شُكْراً

. وگفت : بنشين با فقيران ، تا زيادت شود شكر تو .
با غنى هر كه هم‌نشين گردد * ناسپاسى أو كند طغيان هر دمت تا زيادة گردد شكر * با فقيران نشين ودرويشان
[ 53 ]

وَمِنْ كَلامِهِ : جَلَّ مَنْ لا يَمُوتُ

. واز كلام اوست : بزرگ است كسى كه نميرد .
كس به مال جهان بزرگ نشد * چه عرب ، چه عجم ، چه هند ، چه ترك