تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ميراث حديث شيعه — صفحة 155

مساهمون:

ص١٥٥
قاف تا قاف ، خوان نعمت اوست * اين رساله ، كلام حضرت اوست نام « نثر اللّئالى » اش واقع * بو على الطّبرسىاش جامع « 1 » شيخ عالِم ، مُفسّر كامل * به تمام علوم دين ، عامل هر كه را هست دولت سرمد * اين رساله نويسد وخواند گر ببينى جمال « 2 » معنى أو * دهدت صد هزار صورت ، رو نكنى ور بدين معاني كار * عاقبت آورد ندامت ، بار « 3 »

في مدح پادشاه

در زمان ظهور حضرت شاه * مهر أنجم سپاه ، ظلّ اله « 4 » گُل نوباوهء رياضِ مراد * چهره‌آراى دين ودانش وداد شاه‌و شه‌زاده شهريار جهان * رونق از أو گرفت كار جهان « 5 » هم « 6 » به اقبال خسرو غازي * تخت چون تاج ، در سرافرازى ماه گيتىفروز « 7 » خورْ تمكين * بوا المظفّر ، معين دولت ودين « 8 » باسط عدل وناشر احسان * سلطان شاه نشان ، بهادر خان « 9 » مِهر ، گوى وهلال ، چوگانش * عرصهء نُه سپهر ، ميدانش « 10 »
هامش
( 1 ) . در نسخهء « ح » بوعلى طبرسى شدش جامع . ( 2 ) . در نسخهء « ح » : گر ببينى تو حال معنى أو . ( 3 ) . در نسخهء « ح » : بس ندامت كه باشد آخر كار . ( 4 ) . در نسخهء « ح » اين مصراع نيست . ( 5 ) . در نسخهء « ح » : رونق از وى گرفته كار جهان . ( 6 ) . در نسخهء « ح » : زد . ( 7 ) . در نسخهء « ح » : ماه گيتىپناه . ( 8 ) . در نسخهء « ح » معين دنيى ودين . ( 9 ) . در نسخهء « ح » : شه بديع الزمان بهادر خان . ( 10 ) . در نسخهء « ح » اين دو مصراع را اضافه دارد :خلد اللّه ملكه ابداً * گشته طغراى نافذش ز قضا قسم نه فلك به خاك درش * درّ وگوهر چو خاك در نظرش