قاف تا قاف ، خوان نعمت اوست * اين رساله ، كلام حضرت اوست
نام « نثر اللّئالى » اش واقع * بو على الطّبرسىاش جامع « 1 »
شيخ عالِم ، مُفسّر كامل * به تمام علوم دين ، عامل
هر كه را هست دولت سرمد * اين رساله نويسد وخواند
گر ببينى جمال « 2 » معنى أو * دهدت صد هزار صورت ، رو
نكنى ور بدين معاني كار * عاقبت آورد ندامت ، بار « 3 »
في مدح پادشاه
در زمان ظهور حضرت شاه * مهر أنجم سپاه ، ظلّ اله « 4 »
گُل نوباوهء رياضِ مراد * چهرهآراى دين ودانش وداد
شاهو شهزاده شهريار جهان * رونق از أو گرفت كار جهان « 5 »
هم « 6 » به اقبال خسرو غازي * تخت چون تاج ، در سرافرازى
ماه گيتىفروز « 7 » خورْ تمكين * بوا المظفّر ، معين دولت ودين « 8 »
باسط عدل وناشر احسان * سلطان شاه نشان ، بهادر خان « 9 »
مِهر ، گوى وهلال ، چوگانش * عرصهء نُه سپهر ، ميدانش « 10 »
هامش
( 1 ) . در نسخهء « ح » بوعلى طبرسى شدش جامع .
( 2 ) . در نسخهء « ح » : گر ببينى تو حال معنى أو .
( 3 ) . در نسخهء « ح » : بس ندامت كه باشد آخر كار .
( 4 ) . در نسخهء « ح » اين مصراع نيست .
( 5 ) . در نسخهء « ح » : رونق از وى گرفته كار جهان .
( 6 ) . در نسخهء « ح » : زد .
( 7 ) . در نسخهء « ح » : ماه گيتىپناه .
( 8 ) . در نسخهء « ح » معين دنيى ودين .
( 9 ) . در نسخهء « ح » : شه بديع الزمان بهادر خان .
( 10 ) . در نسخهء « ح » اين دو مصراع را اضافه دارد :خلد اللّه ملكه ابداً * گشته طغراى نافذش ز قضا
قسم نه فلك به خاك درش * درّ وگوهر چو خاك در نظرش