تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ميراث حديث شيعه — صفحة 414

مساهمون:

ص٤١٤
از نافع ، از مردى از بنى سلمه كه خبر داد عبد اللَّه را كه كنيز كعب ، الخ ؛ واين همه ، يك خبر است . دارقطنى ، شرح اضطراب آن را داده وابن حجر ، در فتح الباري ، تصديق كرده وگفت : مرض اين خبر ، ظاهر وجواب از آن تكلّف وتعسّف است ودر اين كتاب ، چند هزار حديث مكرّر شده ، محض اختلاف سند در جمله از آنها وابن حجر ذكر كرده كه تمام أحاديث أو به غير متعلّقات ، به نحوى كه رسيدگى كردم ، هفت هزار وسيصد ونود وهفت حديث است وخالص آن ، بدون تكرار ، دو هزار وششصد ودو حديث است . « 1 » وبسيارى از عنوانات أبواب أو ربطى به اخبار آن باب ندارد ؛ چنانچه بر أدنى ذكى منصف پوشيده نيست وبا اين معايب ومثالب كه اشاره به اندكى از آنها شده ، اين كتاب ، اصحّ كتب أهل سنّت است ومحمد بن إسماعيل ، أوثق محدّثين ايشان است واز حال أو وكتابش ، حال ديگران معلوم است وبايد در اين مقام خواند :
درخت گِردَكان به اين بزرگى * درخت خربزه ، اللَّه أكبر !
وخرابى كار محدّثين ايشان ، بحمد اللَّه تعالى ، در كتب اماميه مشروح شده ، هر كه خواهد ، رجوع كند . « 2 » فصل اجمالًا معلوم شد كه اگر محدّثين ايشان متفق مىشدند در نقل خبر مسند در حكم شرعي با اين خرابىها اعتنايى ووثوقى به آن نبود ، چه رسد به اين كه نه
هامش
( 1 ) . همان ، ص 649 . ( 2 ) . براي مثال ر . ك : پژوهشى تطبيقي در أحاديث بخارى وكلينى ، هاشم معروف الحسنى ، ترجمه : عزيز فيضى ، آستان قدس ، 1373 ش ؛ أضواء على الصحيحين ، محمد صادق نجمي ، ترجمه به عربى توسط : يحيى كمالى ، مؤسسة المعارف ، 1419 ق ؛ نظرة عابرة إلى الصحاح الستة ، عبد الصبور شاكر ، بي تا ، بي جا .