ودر تفسير خود ، هر جا « عن عطاء » مىگويد ، تدليس است ؛ وابن حجر ، در فتح الباري ، بعد از ذكر اين علّت وجوابي كه داده وخود مىگويد اقناعي است گفته : « ولابدّ للجواد من كبوة » .
دويم ، خبري است كه نقل كرده از يسرة [ بن صفوان ] ، از إبراهيم بن سعد ، از زُهَرى ، از سعيد بن مسيّب ، از أبى هريره ، الخ .
« 1 » ودر ميان إبراهيم وزهرى ، واسطه ساقط شده ، چنانچه أبو مسعود تصريح كرده ، ودر صحيح مسلم ، واسط را ذكر كرده وآن ، صالح بن كيسان است .
سيم ، روايت كرده از إسحاق از أبى المغيرة [ كه ] گفت : حدّثنا الأوزاعي ، گفت حدّثنا الزهري ، از حميد ، از أبى هريره ، قال : « قال رسول اللَّه صلى الله عليه وآله : من حلف منكم فقال في حلفه : باللّات والعزّى الخبر » . « 2 » سياق اين اسناد ، مخالف جمهور است ، چه به غير ابوالمغيره احدى ، از اوزاعى ، به طريق « تحديث » ، از زهرى روايت نكرده ؛ بلكه به طريق « عنعنه » ، چنانچه إسماعيلي تصريح كرده ودر فتح الباري گفته كه اين ، از مواضع دقيقه است .
چهارم ، خبري است كه در ذبح أمه ومرأة نقل كرده از عبيداللَّه بن عمر ، از نافع ، از پسر كعب بن مالك ، از پدرش كه زنى گوسفندى را كشت ، الخ . « 3 » وليث گفت : خبر داد مرا نافع كه أو شنيد مردى از أنصار خبر مىداد عبد اللَّه را از پيغمبر صلى الله عليه وآله كه كنيزى از كعب بن مالك ، الخ ؛ وخبر داد ما را إسماعيل ، گفت خبر داد مرا مالك ، از نافع ، از مردى از أنصار ، از معاذ بن سعد يا سعد بن معاذ كه خبر داد أو را كه كنيز كعب بن مالك ، گوسفند مىچراند ، پس الخ ؛ واز جويرية ،
هامش
( 1 ) . همان ، ص 542 .
( 2 ) . همان ، ص 538 - 539 .
( 3 ) . همان ، ص 536 .