محمّد باقر مجلسي - قدّس اللَّه روحه - رهنمون مىشود . أو هم اين ماجراى انديشه برانگيز را با مطالبى منظوم ومنثور ، در ستايش علّامهء مجلسي قلمي مىكند « 1 » وهمين ريختهء قلمِ اوست كه امروز در دست است وستايش نامهء علّامهء مجلسي ناميده شده وتوسّط حضرت آية اللَّه روضاتى ، نسخه برگردانِ آن ، در شمارگانى اندك ، تهيّه شده وبه أهل فضل ودانش ، عرضه گرديده است .
بدين ترتيب ، ستايش نامه ، هم پارهاى از سرگذشت خودْ نوشتِ آن فقيه بزرگوار ، وهم ثناىِ وافرِ أو را در حقِّ علّامهء مجلسي در بر دارد .
متأسفانه ، آگاهىِ روشنى نداريم كه آيا اين ستايشنامه به دستِ علّامهء مجلسي رسيده وگره از كارِ فرو بستهء آن دانشمند رنج ديده ، گشوده است يا نه ؟
چنان كه خواهد آمد ، گزارش كردهاند كه اين مرد ، در شمارِ افراد صاحبِ اجازهء روايت از علّامهء مجلسي است . پس مىتوان احتمال داد كه وى ، اين ستايشنامه را به محضرِ آن بزرگ ، پيشكش نموده وقصّهء پُر غصّهء خود ، باز گفته است . علّامه هم كه مرد را اهليّتمند ديده ، نيازش را برآورده وتلطّفها با أو نموده ، از جمله ، اجازهء روايتي به أو داده باشد ؛ واللَّه أعلم بالصّواب .
بارى ، نسخهء أصل واحتمالًا منحصر به فردِ ستايش نامه ، متعلّق به
هامش
( 1 ) . نيز ، ر . ك : ستايشنامهء علّامهء مجلسي ( نسخه برگردان ) ، ص 1 و 2 ؛ مجلّهء جهان كتاب ، ش 97 - 98 ، ص 31 .