خواهد بياشامد از آن آب ؟
[ 42 ] ( كلّا ) ؛ چنين نيست ونخواهد بود كه برانى از درگاه خود مسكينى را كه پناه آورده باشد به حضرت تو ونوميد گردانى كسى را كه گرسنه آمده باشد به درگاه تو وبازگردانى وآب ندهى تشنه را كه آمده باشد به سوى حوض هاى پر آب رحمت تو . [ 43 ] ( وحياضك مترعة في ضنك المحول )
وحال آن كه حوض هاى رحمت تو ، پر آب است در وقت كمال قحطى آب ؛ يعنى هميشه پر آب است وهر چند از آن حوض ها آب بر مى دارند كم نمى شود .
[ 44 ] ( وبابك مفتوح للطّلب والوغول )
ودر رحمت تو گشاده است از براي آن كه بطلبند از آنجا هر چه خواهند ودرآيد در آنجا هر كه خواهد .
[ 45 ] ( وأنت غاية السّؤل 38 ونهاية المأمول )
وتويى غايت مطلوبات ونهايت مقصودات .
[ 46 ] ( إلهي هذه أزمّة نفسي عقلتها بعقال مشيّتك )
خداوندا ، اين زمام هاى نفس خود را بستم به زانوى بند اراده تو ؛ يعنى نفس خود را تابع اراده تو كردم .
[ 47 ] ( وهذه أعباء ذنوبي درأتها برأفتك 39 ورحمتك )
واين بارهاى گران گناهان خود را دفع كردم به واسطه رحمت تو .
[ 48 ] ( وهذه أهوائي المضلّة وكلتها إلى جناب لطفك ورأفتك )
وأين هواهاى نفس خود را كه به راهى مى برند مرا ، كه رضاى تو در آن نيست واگذاشتم به لطف تو ، وظاهر است كه لطف وعنايت تو آن خواهد كرد كه بهبود دنيا وآخرت من باشد .
هامش
38 . المسؤول .
39 . بعفوك ( خ ل ) .