تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة الشرق ( موسوعة أعلام الشيعة الإمامية في القرني الثالث عشر والرابع عشر ) — صفحة 124

مساهمون:

ص١٢٤
دل در غم وخاطر دژم وسينه به تاب است * شهري به خروش است وجهانى به عذاب است گيتى همه با ولولهء روز نشور است * عالم همه با غلغلهء يوم حساب است آن خانه كه بر جاى بود خانهء مور است * وآن كاخ كه برپاى بود كاخ حباب است يك لحظه نيفتد ز تزلزل كرهء خاك * گويى كه يكى جوز تهى بر سر آب است شد تيره جهان زآن كه زمين نيمى برجاست * وآن نيم دگر بر رخ خورشيد حجاب است
آمد كرهء خاك همانند يكى گوى * كز لطمهء چوگانش بهر گوشه شتاب است خلقي ز بنا كرده خود زار وهلاك‌اند * چون پيلهء ابريشم كه هلاك‌اش ز لعاب است
ومن شعره في الموعظة :
إذا شئتَ أن تحى حياة جلوة المحيا * فلا تبخل ولا تحرص ولا تحسد على الدنيا عرب گويد كه گر خواهى ز روى فهم وآگاهى * همه عمرت به دلخواهى به مقطع آيد از مبدأ حسد را بر فكن ريشه بخيلى را مكن پيشه * به پنج حرص زن تيشه به رسم مردم دانا
ومن قطعاته أيضاً
دردا كه از ستيزه چرخ ستيزه‌كار * هر كار را كه خواستم آن‌سان شود نشد مأيوس از آسمان چو شدم گفتم اين گره * باز از عنايت شه إيران شود نشد گفتم شه ار به حال فقيران نظر نكرد * رحمي به من ز صاحب ديوان شود نشد
مرآة الشرق ( موسوعة أعلام الشيعة الإمامية في القرني الثالث عشر والرابع عشر ) — صفحة 124 | محمد أمين الإمامي الخوئي