به او گفتم : آيه داريم كه « إِنَّ الَّذِينَ جَآءُو بِالْاءِفْكِ عُصْبَةٌ مّنكُمْ لَا تَحْسَبُوهُ شَرًّا لَّكُم بَلْ هُوَ خَيْرٌ لَّكُمْ » « 1 » ؛ ( مسلما كسانى كه آن تهمت عظيم را عنوان كردند گروهى از شما بوديد اما گمان نكنيد اين ماجرا براى شما بد است بلكه خير شما در آن است ، آنها هر كدام سهم خود را از اين گناهى كه مرتكب شدند دارند و از آنان كسى كه بخش مهم آن را بر عهده داشت ، عذاب عظيمى براى اوست ) .
گفتم : اين افرادى كه به بانوى پيامبر تهمت زدند [ افك در آيه يعنى نسبت ناروا به همبستر پيامبر صلى الله عليه و آله دادن ] آيا غير از صحابه بودند كه قرآن به اينان وعده دوزخ مىدهد ؟ و در آيه ديگر درباره ديگر صحابه مىفرمايد : « وَ إِذَا رَأَوْاْ تِجَرَةً أَوْ لَهْوًا انفَضُّواْ إِلَيْهَا وَ تَرَكُوكَ قَآلءِمًا » ؛ « 2 » ( هنگامى كه آنها ، تجارت يا سرگرمى و لهوى را ببينند ، پراكنده مىشوند و به سوى آن مىروند و تو را ايستاده به حال خود رها مىكنند ) خوب اينها چه كسانى بودند كه در نماز جمعه پيامبر صلى الله عليه و آله را رها كردند ؟ آيا غير از صحابى بودند ؟ [ در تفسير سيوطى و الدر المنثور آمده كه فقط دوازده نفر - هفت زن و پنج مرد - باقى ماندند ] سپس اضافه كردم اگر مىگويى حديث داريم كه پيامبر صلى الله عليه و آله فرمودند : صحابه مرا لعن نكنيد پس چرا معاويه دستور لعن و سبّ حضرت على عليه السلام را بر روى منابر داد ؟ ! به حدى كه ساليان طولانى خطيبهاى جمعه در بالاى منابر ، لعن اميرالمؤمنين عليه السلام را مىكردند و حتى خطيب جمعهاى كه در خطبه نماز جمعه لعن بر حضرت را فراموش كرده بود در راه بازگشت - هنگامى كه متوجه شد - همانجا ايستاد و يك ساعت بر روى شتر ، حضرت على عليه السلام را لعن كرد ، لذا در آن مكان مسجدى به نام مسجد لعن ساختند .
همچنين مباحث ديگرى مطرح شد و در پايان به او گفتم : شما در هنگام وضو پايت را مىشويى يا مسح مىكنى ؟ گفت : مىشويم . گفتم : آيا شما بر خلاف قرآن و سنّت رسول خدا صلى الله عليه و آله و سيره اهل بيت عليهمالسلام عمل مىكنى ؟ چون كه در
هامش
( 1 ) . سوره نور ، آيه 11 .
( 2 ) . سوره جمعه ، آيه 11 .