مدرسه فيضيه بود ) .
وقتى كه صحبتم تمام شد ، بن باز كمى به جلو آمد و گفت : انتم مشركون اسْلِمُوا ثَم اطلبوا من المسلمين ان يتحدوا معكم ؛ شما مشرك هستيد ، اوّل مسلمان شويد بعد از مسلمانان بخواهيد با شما وحدت داشته باشند . من هم گفتم : نحن نشهد أن لا إله إلا اللّه وحده لا شريك له و أن محمدا عبده و رسوله وأنّ الكعبة قبلتنا و أن القرآن كتابنا ، أما أنتم ترمون عامة المسلمين بالشرك ! ! ؛ ما گواهى مىدهيم اينكه هيچ خدايى جز او نيست بىهمتاست و شريكى ندارد و گواهى مىدهيم كه حضرت محمّد صلى الله عليه و آله بنده خدا و رسول اوست و كعبه قبله ماست و قرآن كتاب ماست .
اما شما به عموم مسلمانان تهمت مشرك بودن مىزنيد ! ! گفت : چطور ؟ گفتم :
الطواف حول القبر شرك ؟ آيا طواف كردن دور قبر ( بنا به عقيده شما ) شرك است ؟ گفت : شرك است . گفتم : اذن فالرسول اللّه و الصحابة و جميع المسلمين وأنتم و نحن مشركون ؛ [ با اين حرف شما ] پس رسول خدا صلى الله عليه و آله و صحابه او و تمامى مسلمانان و شما و ما مشرك هستيم . گفت : چگونه مشركيم ؟ گفتم :
درون حجر اسماعيل قبر اسماعيل و هاجر است ، و ما در انجام طواف ، دور حجر اسماعيل طواف مىكنيم ، پس در واقع دور قبر طواف مىكنيم . بن باز سكوت كرد و جوابى نداشت كه بدهد .
بعد گفتم : ما روايت داريم كه رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمودند : جُعِلَتْ لى الأرض مَسْجدا و طهورا ؛ زمين براى من محل سجده و طهارت قرار داده شده است ، يعنى هر آنچه كه بر روى آن تيمم صحيح است ، سجده هم صحيح است ، آيا روى فرش تيمم صحيح است ، تا سجده هم بر آن صحيح باشد ؟ .
حال اگر يك شيعه روى يك قطعه خاك ( مُهر ) در مسجد پيامبر صلى الله عليه و آله سجده كند مأمورين شما با خشونت و لگد آن خاك ( مُهر ) را پَرت مىكنند ! ! ؟ باز هم جوابى نداشت كه بدهد و سكوت كرد . در اين هنگام يك عالِم مصرى به كمك بن باز شتافت و موضوع بحث را تغيير داد . « 1 »
هامش
( 1 ) . مصاحبه با علّامه عسكرى در برنامه ديدار با فرزانگان ، سال 1380 ه . ش .