2 . مباحثه با دانشمند بزرگ اهل سنت ابوالعلى مودودى
ابوالعلى مودودى كه از دانشمندان بزرگ اهل سنّت بود به حج آمده بود ، ما در روزنامهها خوانديم كه ايشان در شب جمعه در مسجد هندىها سخنرانى دارند ، ما هم به آن مسجد رفتيم . مودودى در سخنرانيش گفت : ما مسلمانها به هشت چيز نياز داريم تا به شوكت عصر نبوى برگرديم و بعد در مورد اين هشت چيز توضيحاتى داد .
من به يكى از دوستان گفتم برو به مجرى برنامه ( كه امام جماعت همان مسجد بود ) بگو يكى از علماء بغداد به صحبتهاى استاد مودودى تعليقاتى دارد ، او هم رفت و به مجرى برنامه گفت : بزرگ علماء بغداد به سخنان استاد مودودى تعليقاتى دارد .
من به جايگاه سخنرانى رفتم « 1 » و ايستادم در حالى كه استاد مودودى نشسته بود . مختصرى از او تعريف كردم و گفتم : ما مسلمانها به سه چيز نياز داريم تا به شوكت عصر نبوى برگرديم : يكى اينكه بايد در حديث پيامبر صلى الله عليه و آله تحقيق كنيم نه اينكه بر تقليد گذشتگان باشيم . دوم اينكه ما مسلمانها از حال همديگر خبر نداريم ، بعد جريان كشتار مدرسه فيضيه را شرح دادم . سوم اينكه ما محتاج به ايمان هستيم . شايد تعجب كنيد كه چطور ما محتاج ايمان هستيم ، ايمانى كه مىگويم مانند ايمان ابوذر ، بلال ، عمار و . . . در همين سرزمين حجاز روى سينه بلال سنگ گذاشتند و . . . ماجراى بلال را شرح دادم و بعد ماجراى عمار و مادرش را شرح دادم و خودم از اين ماجرا منقلب شدم و گريه كردم . جماعت حاضر ( كه سنّى بودند ) در مجلس گريه كردند و بعد از سخنرانى آمدند سر و صورت مرا بوسيدند . « 2 »
3 . مباحثه با خطيب رقّه
در دمشق بودم كه خطيب رقّه ( رقّه محلهاى است در اطراف دمشق ) با خانمش به ديدنم آمدند . آن دو برخى از كتابهاى مرا نظير معالم المدرستين و عبد اللّه
هامش
( 1 ) . حضرت علّامه در اينجا حاشيهاى زده و بيان كردند : ايشان خيال كردند عالم بغدادى سنّى است .
( 2 ) . مصاحبه با علّامه عسكرى در برنامه ديدار با فرزانگان ، سال 1380 ه . ش .