كرد اما اگر تابلوى دانشكده بالا رفت ديگر تعطيلى آن ممكن نيست بدين ترتيب دانشكده تأسيس شد .
البته طرح اصلى يك دانشگاه جامع بود و در مرحله اوليه به دو رشته اكتفا كردند ، يكى از شاگردان آن دانشكده كه امروزه استاد دانشگاههاى ايران است مىگويد : در اين دانشكده درسهاى ما صرف ، نحو ، علوم بلاغى ، تاريخ ادبيات ، تفسير ، فقه و اصول ، فلسفه و منطق ، تاريخ و نقد تاريخ بود و اساتيد ما تركيبى از فضلاى روحانى و استادان دانشگاهها بودند و اصولًا علّامه عسكرى كوشش مىكرد تا بهترينهاى حوزه و دانشگاه آن موقع را از مجامع مختلف عراق به دانشكده اصول الدين بياورد . « 1 » اين دانشكده اجازه اوليه يافت و شروع شد ؛ امّا امكان نداشت كه دولت فارغ التحصيل آن را پذيرش كند و به رسميت بشناسد .
استاد كوشيد كه از دانشگاه الازهر اعتبار دريافت كند كه آن هم با برخورد با تعصب از بين رفت ؛ اما سرانجام دانشگاههاى خارجى قاهره ، بيروت و كمبريج شاگردان آن را در سطوح بالاتر قبول كردند به اين معنا كه كارشناس اين دانشكده به كمبريج رفت و دو مقاله كه در مجله دانشكده نوشته بود به همراه داشت تا وقتى كه ايشان از عراق هجرت مىكنند و يا بهتر بگوييم فرار مىكنند دو دوره دانشجو از اين دانشكده فارغ التحصيل شدند كه به چند تن از فارغ التحصيلان نامدار اين دانشكده اشاره مىكنيم :
1 . آقاى نورى مالكى نخست وزير كنونى عراق .
2 . آقاى دكتر خُضَيْر عبّاس وزير كنونى آموزش و پرورش عراق .
3 . آقاى دكتر محمّد شمّرى رئيس دانشكده ادبيات دانشگاه مستنصريه .
و چيزى كه نبايد از قلم بياندازيم دو مجله علمى در سطح دانشگاهى و دانش آموزى است كه هر دو ماهنامه بودند « رسالة الاسلام » از دانشكده اصول الدين و « المجتمع الاسلامى » از مدارس دانشآموزى انتشار مىيافت .
هامش
( 1 ) . كيهان فرهنگى ، شماره 250 ، سال بيست و چهارم .