إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ
( شورى / 54 ) . كسى كه اين دو آيه را ملاحظه كند ، مىبيند كه در ظاهر باهم متعارضند ؛ چون آيهى اولى از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نفى هدايت مىكند و دومى وظيفهى هدايت را براى او ثابت مىكند . بنابراين دفع اين تعارض ظاهرى با انفكاك جهت هر يك از دليلهاست به گونهاى كه آيهى اولى بر هدايت توفيق كه در يارى دادن شخص فرمانبردار بر طاعت و ثابت قدمى بر ايمان است و آيهى دومى حمل بر هدايت دلالت مىشود كه در ارشاد هرفردى به راه مستقيم متعين است ، بدون اينكه بر طاعت و ثبات بر ايمان كمك كند .
إنقطاع :
گذشتن زمان چيزى ، ناتوانى معلّل از تصحيح مذهب و قصور او در مناظره ، ناتوانى سؤالكننده از منع يا تصحيح منع آن با نسبت دادن به مستند .
ناتوانى مناظرهكننده از تأييد دليلى كه آورده است . انقطاع داراى صورتهاى زير است :
الف - سكوت يكى از مناظرهكنندگان در هنگام ارائه دليل .
ب - انكار آنچه ضرورى دانسته مىشود ؛ زيرا انكار اشخاصى مانند او دلالت دارد كه تنها ناتوانى از رد علت معلل او را وادار به چنين كارى كرده است .
ج - منع سؤالكننده پس از تسليم ؛ زيرا اين كار دلالت دارد كه تنها ناتوانى از رد دليل مخالف او را به منع پس از تسليم و تناقض در گفتار وادار كرده است .
د - ناتوانى معلل از تصحيح علتى كه قصد اثبات حكم به وسيلهى آن را داشته است .
إنقطاع حديث :
حذف يك راوى يا بيشتر در آغاز سند حديث در نزد محدثين .
إنكار راوى :
آن است كه راوى ، حديثى را از ديگرى روايت كند . سپس راوى ديگرى اين حديث را از او روايت كند و راوى اول روايت دومى را از او انكار كند ، كه انكار اصل ناميده مىشود .
إهانت :
يكى از معانى صيغهى امر است ، مانند
ذُقْ إِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْكَرِيمُ .
أهل :
نزديكان و خويشاوندان .
أهل الرجل :
يعنى كسانى كه نسبت و