تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مبادى و اصطلاحات اصول فقه ( فارسى ) — صفحة 86

مساهمون:

ص٨٦
صلاحيت دارد كه از لحاظ شرعى اعمال و قوالش معتبر دانسته شود و آن مسئوليت است و اساس آن تمييز و تشخيص به وسيله‌ى عقل است .

أهليت أداى كامل :

صلاحيتى كه براى انسان در هنگام كمال عقلى و بالغ شدن به نسبت تكاليف شرعى و بلوغ همراه با رشد به نسبت معاملات مالى ثابت مىشود و نيازى به رأى و اجازه‌ى ديگران ندارد .

أهليت أداى ناقص :

صلاحيتى كه براى انسان در دوره‌ى تمييز ثابت مىشود و اين به نسبت كودك مميز است و اين اهليت از سن تمييز تا زمان بلوغ است . علما سن تمييز را هفت سال دانسته‌اند و اداى نماز را از سوى آنان درست مىدانند ، نه اين‌كه بر آن‌ها واجب باشد و اين تنها در معاملات مالى و ديگر عقود است .

أهليت أداء :

در نزد محدثين ، يعنى كسى كه شايستگى روايت حديث و تبليغ براى استدلال به آن را داشته باشد .

أهليت تحمل :

يعنى صلاحيت راوى براى شنيدن و دريافت حديث از حيث سن و تمييز است .

أوصاف شريعت :

ويژگىها و خصايص اساسى شريعت كه شامل فطرت ، اولويت معانى بر الفاظ در هنگام نظر به احكام ، اجراى شريعت و احترام آن و تقويت نظم و آسودگى خاطر مىشود .

أولو الأمر :

كسانى كه حق امر و نهى دارند . علما ، امرا و فرماندهان سپاه .

أوصاف طردى :

دو قسمند : قسمى كه در ذات خود فاسدند ؛ چون مؤثر و مناسب نيستند و قسم ديگرى كه در ذات خود درستند ؛ چون مناسب و مؤثراند ، ولى كسانى كه به طرد اهميت مىدهند ، به خود طرد متمسك شده‌اند و توجهى به تأثير و مناسبت نمىكنند .

أوامر شرعى :

امرها در شرع يكسان نيستند ، اوامر متعلق به امور ضرورى ، مانند أوامر متعلق به امور حاجى و يا تحسينى نيستند و امورى كه مكمل ضروريات هستند ، مانند خود ضروريات نيستند ، بلكه در بين آن‌ها تفاوت است . امور ضرورى از لحاظ طلب يكسان نيستند . طلب متعلق به اصل دين مانند جان نيست .