انعكاس است . در اطّراد طرد افراد بيگانه است و مانع از ورود افراد غير است و انعكاس هرگاه معرف باشد ، تعريف هم وجود دارد و چيزى از آن خارج نمىشود و به معناى جامع است .
إطلاق :
مراد از عبارت « اطلاق اللفظ » استعمال لفظ و ارادهى معناست و اطلاق يعنى رفع قيد است و اطلاق فعل يعنى اعتبار آن همانگونه كه هست . نه عموم آن معتبر است كه همهى افرادش اراده شود و نه خصوصش كه برخى از افرادش اراده شود و نه تعلق آن به كسى كه بر او واقع مىشود ، صرفنظر از عموم و خصوص آن .
إعاده :
انجام دوبارهى كارى يا فعلى در زمان آن ، پس از اينكه در انجام اوليهاش نقضى در اجزاى آن بوده است ؛ مانند كسى كه نمازش را بدون ركن يا به صورت انفرادى خوانده باشد .
عبادت اگر در وقت خود به جاى آورده شود ، اداست . و اگر به خاطر خللى كه در آن بوده انجام دهد ، اعاده است و اگر پس از وقت مذكور ادا شود ، قضاست .
يا انجام دوبارهى فعلى در وقت خود چه از روى عذر و چه بدون عذر ، خواه اين عذر خللى در فعل آن باشد و خواه نباشد يا براى كسب فضيلتى كه در عمل اوليه نبوده است ، مانند به جماعت گزاردن نماز .
إعتبار :
تفكر و تدبر ، مقايسهكردن ، منتقل شدن .
تأمل دربارهى ثبوت حكم به سبب شناخت وصفى كه در آن است و الحاق نظيرش به آن ، برخى آن را قياس مىنامند .
مقايسهى چيزى با ديگرى ، مانند سخن عدهاى كه مىگويند : القياس اعتبار ؛ چون عمل قياس بر عبور از حكم اصل به سوى فرع به سبب وجود جامعى در بين آنها بنا نهاده شده است .
جستوجو دربارهى طرق حديث كه تنها يك راوى آن را روايت كرده است ، تا بداند آيا راوى ديگرى آن را روايت كرده است يا خير ؟
اين لفظ نيز از زبان فقها آمده است ، هنگامى كه مىگويند : « يساعد على هذا الامر الإعتبار » و مراد آنها تثبيت است ، هرگاه تمثيل باشد .
إعتراض :
منع و انكار