إهماله » يا « الأصل فى الدليل الإعمال لا الإهمال » . بنابراين توافق و جمع كردن در بين دو دليل بهتر از ترجيح و يا ادعاى نسخ يكى از آنهاست .
اعمال نتيجهى جمع و توفيق بين دو متن است كه در ظاهر متعارضند .
إعجاز القرآن :
اعجاز در لغت ، يعنى نسبت دادن عجز و ناتوانى به ديگرى .
معجزه يعنى دشمن را از تحدى ناتوان مىسازد و هاء به نسبت قرآن براى مبالغه است ، يعنى قرآن در بلاغت به مرتبهاى رسيده كه بشر در رسيدن به آن ناتوان است و معنا را با روشى ادا نموده كه از روشهاى ديگر بليغتر است و اين هماوردطلبى تا روز قيامت از سوى قرآن اعلام شده است ، ولى تاكنون كسى نتوانسته حتى آيهاى مانند آن بياورد .
إعلام :
در حديث يعنى اينكه استاد به شاگردش بگويد كه حديث مورد اشاره يا كتاب از مرويات اوست و آن را از فلانى شنيده يا از فلانى آموخته است و مانند آن بدون اينكه صراحتا به او اجازهى روايتكردن دهد .
إعلال :
تغيير حرف عله براى تخفيف و سهولت است . شامل حذف ، قلب و اسكان مىشود .
أعم :
معناى وضع شامل دو چيز مىشود : اعم و اخص ، اعم تعيين لفظ در مقابل معناست و اخص تعيين لفظ براى دلالت بر معناست .
إفتاء :
مصدر افتى و حكمى را كه مجتهد بيان مىكند ، فتوى و فتيا ناميده مىشود . در لغت ، يعنى آشكاركردن و پاسخ دادن به سؤال .
در اصطلاح بيان حكم شرعى مسأله از سوى مفتى و دليل شرعى براى كسى كه مىپرسد ، بدون اينكه الزامى به عمل كردن به آن داشته باشد . يا اينكه مفتى حكم شرعى مسألهاى را بيان كند ، چه آن مسأله اتفاق افتاده باشد يا نه .
جايز نيست كسى فتوا دهد ، مگر اينكه عالم به كتاب و سنت باشد . امام احمد گفته است : لازم است به آراى گذشتگان آگاه باشد . افتاء اخص از اجتهاد است ؛ چون اجتهاد استنباط احكام است در حالى كه افتاء زمانى است كه حادثهاى رخ مىدهد و مفتى ماهيت آن را مىشناسد .