وضع شده است ، مانند انسان . فرق بين جنس و اسم جنس آن است كه جنس بر اندك و بسيار اطلاق مىشود ، مانند آب كه بر قطره و دريا اطلاق مىشود . اما اسم جنس تنها بر يك چيز بر سبيل بدليت اطلاق مىشود ، مانند واژهى مرد . پس هرجنسى اسم جنس است ، ولى هراسم جنسى جنس نيست .
دربارهى اسم جنس دو ديدگاه وجود دارد : اولى كه براى ماهيت با قيد وحدت غير معين وضع شده است كه فرد منتشر ناميده مىشود و ابن نظر زمخشرى و اين حاجب است ، و دومى براى ماهيت همانگونه كه هست وضع شده است . موضوعله در مذهب اول ماهيت به شرط شيئى و بنابر مذهب دوم ماهيت لا به شرط شيئى ناميده مىشود .
إسم شرعى :
اسمى كه در شرع بر خلاف آنچه كه در لغت براى معنايى وضع شده ، به كار رود .
إسناد :
نسبت دادن سخن به گويندهاش .
سخن محدث كه بگويد : حدثنا فلان عن فلان عن رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ، سلسلهى راويان حديث .
اسناد بر دو قسم است : 1 - عالى 2 - نازل .
عالى آن است كه واسطهها در بين راوى حديث و بين پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم اندك باشند . يعنى اگر حديثى با دو سند از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم روايت شده باشد ، راويان يكى اندك و ديگرى بسيار باشند .
اولى عالى الاسناد و دومى نازل الاسناد ناميده مىشود . مثل حديث بلندكردن دستها در هنگام ركوع كه از طريق اوزاعى و ابو حنيفه روايت شده ، واسطهها در اوزاعى در مقايسه با ابو حنيفه كمتراند و برخى از اصوليان حديث اوزاعى را ترجيح دادهاند .
اشاره :
در تفهيم معنا مترادف نطق است . هرگاه در عربى با حرف على استعمال شود ، اشاره با رأى است و هرگاه با الى استعمال شود ، مراد از آن اشاره با دست است .
در نزد اصوليان : دلالت لفظ بر معنا بدون اينكه سياق كلام بر آن دلالت كند ، فحوى الخطاب ناميده مىشود .
مانند آيهى
وَ عَلَى الْمَوْلُودِ لَهُ رِزْقُهُنَّ وَ كِسْوَتُهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ
كه حرف له