تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مبادى و اصطلاحات اصول فقه ( فارسى ) — صفحة 63

مساهمون:

ص٦٣
مجتهدى در واقع و نفس الامر موافق با حكمى است كه در نزد خداوند وجود دارد ، چون حقى كه مراد خداوند است ، به تعداد مجتهدان متعدد مىشود .

إصالة الإطلاق :

از اقسام اصول لفظى است و مراد آن است كه لفظ مطلقى داراى حالات و قيدهايى باشد كه امكان اراده‌ى برخى از آن‌ها باشد و در اراده اين بعض به خاطر احتمال وجود قيدى شك شود كه به آن إصالة الإطلاق مىگويند . مانند آيه‌ى
وَ أَحَلَّ اللَّهُ الْبَيْعَ
( بقره / 275 ) . اگر شك شود آيا در صحت بيع شرط است كه به زبان عربى باشد ؟ در اين‌جا به إصالة الاطلاق در آيه‌ى بيع عمل مىشود تا اعتبار اين شرط و مقيد شدن به آن نفى شود و در اين وقت به جايز بودن بيع به غير از زبان عربى حكم مىكنيم .

إصالة الحقيقه :

هرگاه در اراده‌ى معناى حقيقى يا مجازى لفظى شك شود و قرينه‌اى بر اراده‌ى مجاز وجود نداشته باشد ، هرچند احتمال آن باشد ، گفته مىشود : اصل در كلام حقيقت است و بر معناى حقيقى حمل مىشود و اين از اصول لفظيه است .

إصالة الظهور :

هرگاه لفظ در معناى خاصى ظهور داشته باشد ، ولى نه به گونه‌ى نص كه احتمال خلاف نداشته باشد ، بلكه احتمال اراده‌ى خلاف ظاهر داشته باشد ، در اين‌جا اصل اين است كه كلام بر معناى ظاهر حمل شود .

إصالت عدم اشتراك :

اين اصل در جايى به كار مىرود كه احتمال معناى ديگرى براى لفظ باشد و اگر ترك معناى اول فرض نشود ، مشترك ناميده مىشود . اصل عدم اشتراك است و لفظ بر معناى اول حمل مىشود ، مادامى كه اشتراك ثابت نشده باشد .

إصالت عدم نقل :

اين اصطلاح زمانى است كه احتمال معناى دومى براى لفظ باشد و اگر اين احتمال همراه با فرض ترك معناى اول باشد ، منقول ناميده مىشود . پس اصل عدم نقل است .

إصالة العموم :

يعنى اين‌كه لفظ عامى ذكر شود و در اراده‌ى عموم بودن آن شك شود ، در اين‌جا به اين اصل تمسك مىشود .

أصحاب حديث :

طرف‌داران مكتب فقهى حجاز ( مدينه ) اند كه به ظواهر متون شرعى عمل مىكردند و كمتر از
مبادى و اصطلاحات اصول فقه ( فارسى ) — صفحة 63 | جلال جلالى زاده