تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مبادى و اصطلاحات اصول فقه ( فارسى ) — صفحة 59

مساهمون:

ص٥٩

إستعمال :

گفتن لفظ و اراده معنا را نمودن ، يعنى اراده معناى لفظ را به وسيله‌ى حكم نمودن و يا اراده نمودن معناى ديگرى غير از معناى اول به سبب علاقه‌اى كه در بين آن‌هاست و از صفات متكلم محسوب مىشود ، استعمال در بين وضع و حمل است . اگر متكلم لفظى را بگويد و از آن معنايش را اراده كند ، استعمال حقيقى است و اگر معناى ديگرى را اراده كند ، مجازى است . انتقال لفظ از معناى حقيقى به معناى مجازى شرعى و غلبه‌ى استعمال آن در معناى دوم . استعمال چهار قسم است : حقيقت ، مجاز ، صريح و كنايه .

إستعلاء :

هيأتى از مقام‌طلبى يا اظهار قدرت كه در امركننده ديده مىشود . علو به هيأت امركننده در مرتبه و علو مقام به نسبت مأمور ديده مىشود .

إستعلاء :

آن است كه امركننده خود را و الا بداند ، چه در او اين صفت باشد و چه نباشد .

إستغراق :

يعنى اين‌كه لفظ شامل همه‌ى افراد زيرمجموعه‌ى خود شود ، به گونه‌اى كه همه را دربر گيرد . مانند لفظ عام كه شامل همه‌ى افراد خود مىشود .

إستفتاء :

درخواست فتوا . درخواست خبر دادن از حكم شرعى براى يكى از موضوعات ، كه الزامى ندارد .

إستفسار :

درخواست شرح و توضيح . درخواست شرح و توضيح معناى لفظ هرگاه غريب يا مجمل باشد و با هل يا همزه و مانند آن‌هاست . يا درخواست شرح دلالت لفظ مذكور ، هرگاه لفظ مجمل و در بين چند دلالت مساوى مختلف در نوسان باشد ، يا براى شنونده غريب و نامأنوس باشد . استفسار از قوادح و اعتراضات بر قياس علت شمرده مىشود .

استفصال :

درخواست بيان و توضيح . استفسار درباره‌ى اجزاى موضوع ، مانند قول امام شافعى كه گفته است : « ترك الاستفصال فى حكاية الحال مع قيام الاحتمال ينزل منزلة العموم فى المقال » : يعنى هرگاه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم حكم مسأله‌اى را كه داراى جهات متعددى است ، بيان كند بدون اين‌كه درباره‌ى يكى از آن‌ها بپرسد ، اين دليل
مبادى و اصطلاحات اصول فقه ( فارسى ) — صفحة 59 | جلال جلالى زاده