تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مبادى و اصطلاحات اصول فقه ( فارسى ) — صفحة 49

مساهمون:

ص٤٩

إرشاد الفحول :

كتابى از امام محمد بن على شوكانى ( م 1255 ه . ق ) بيانگر روش اجتهاد اوست و در بيان مسائل و توضيح آرا علىرغم پيچيده بودن برخى از آرا كتابى ارزش‌مند است .

اركان اشتقاق :

1 - اسمى كه در مقابل معنايى وضع شده است 2 - به نسبت اين معنى داراى لفظ ديگرى است 3 - مشاركت در بين اين دو اسم در حروف اصلى 4 - تغييرى كه فقط در حرف يا حركت يا هردو در اسم ايجاد مىشود .

إزدحام المعانى :

توارد معانى بر لفظ بدون برترى دادن يكى از آن‌ها بر بقيه همان‌گونه كه در لفظ مشترك در اصل وضع وجود دارد .

إستئمار :

طلب امر . استئذان ، طلب اذن .

اسباب تخفيف :

هفت قسم است : 1 - سفر 2 - بيمارى 3 - إكراه 4 - نسيان 5 - جهل 6 - عسر و عموم بلوى 7 - نقص . اسباب احكام ، اسباب تملك و اسباب شرعى .

أسباب الشرائع :

راه‌هايى كه به وسيله‌ى آن‌ها احكام شرعى شناخته و ثابت مىشوند .

إستئناف :

آن‌چه كه در پاسخ سؤال مقدر گفته مىشود ، مانند اين‌كه كسى بگويد : « جائنى القوم » گويا كسى مىپرسد با آنان چه كار كردى ؟ گوينده در جواب مىگويد : أما زيد فأكرمته .

إستثناء :

در لغت يعنى منع و بازداشتن و بر دو قسم است : متصل و منفصل . متصل : آن است كه مستثنى از جنس مستثنى منه باشد ، مانند جاء القوم إلا محمدا . منقطع : آن است كه مستثنى از جنس مستثنى منه نباشد ، مانند
لا يَسْمَعُونَ فِيها لَغْواً وَ لا تَأْثِيماً إِلَّا قِيلًا سَلاماً سَلاماً .
( واقعه / 22 ) و استثناى متصل موردنظر اصوليان است . استثنا معيار عموم است ، يعنى به سبب آن عموم لفظ آزمايش مىشود . هرگاه چند جمله برهم عطف شوند و استثنايى در آخر آن‌ها ذكر شود ، اگر در كلام قرينه‌اى نباشد كه استثنا بر بعضى از آن‌ها برمىگردد ، لازم است حمل بر همه‌ى آن‌ها شود . اشتراط همان معناى استثناست . استثنا از نفى ، اثبات و استثنا از اثبات ، نفى است .