إرشاد الفحول :
كتابى از امام محمد بن على شوكانى ( م 1255 ه . ق ) بيانگر روش اجتهاد اوست و در بيان مسائل و توضيح آرا علىرغم پيچيده بودن برخى از آرا كتابى ارزشمند است .
اركان اشتقاق :
1 - اسمى كه در مقابل معنايى وضع شده است 2 - به نسبت اين معنى داراى لفظ ديگرى است 3 - مشاركت در بين اين دو اسم در حروف اصلى 4 - تغييرى كه فقط در حرف يا حركت يا هردو در اسم ايجاد مىشود .
إزدحام المعانى :
توارد معانى بر لفظ بدون برترى دادن يكى از آنها بر بقيه همانگونه كه در لفظ مشترك در اصل وضع وجود دارد .
إستئمار :
طلب امر . استئذان ، طلب اذن .
اسباب تخفيف :
هفت قسم است : 1 - سفر 2 - بيمارى 3 - إكراه 4 - نسيان 5 - جهل 6 - عسر و عموم بلوى 7 - نقص .
اسباب احكام ، اسباب تملك و اسباب شرعى .
أسباب الشرائع :
راههايى كه به وسيلهى آنها احكام شرعى شناخته و ثابت مىشوند .
إستئناف :
آنچه كه در پاسخ سؤال مقدر گفته مىشود ، مانند اينكه كسى بگويد : « جائنى القوم » گويا كسى مىپرسد با آنان چه كار كردى ؟ گوينده در جواب مىگويد : أما زيد فأكرمته .
إستثناء :
در لغت يعنى منع و بازداشتن و بر دو قسم است : متصل و منفصل .
متصل : آن است كه مستثنى از جنس مستثنى منه باشد ، مانند جاء القوم إلا محمدا .
منقطع : آن است كه مستثنى از جنس مستثنى منه نباشد ، مانند
لا يَسْمَعُونَ فِيها لَغْواً وَ لا تَأْثِيماً إِلَّا قِيلًا سَلاماً سَلاماً .
( واقعه / 22 ) و استثناى متصل موردنظر اصوليان است .
استثنا معيار عموم است ، يعنى به سبب آن عموم لفظ آزمايش مىشود .
هرگاه چند جمله برهم عطف شوند و استثنايى در آخر آنها ذكر شود ، اگر در كلام قرينهاى نباشد كه استثنا بر بعضى از آنها برمىگردد ، لازم است حمل بر همهى آنها شود .
اشتراط همان معناى استثناست .
استثنا از نفى ، اثبات و استثنا از اثبات ، نفى است .